فصل اول قانون تأمین اجتماعی ؛ تعاریف – کلیات
ماده 1- به منظور اجراء و تعمیم و گسترش انواع بیمههای اجتماعی و استقرار نظام هماهنگ و متناسب با برنامهای تأمین اجتماعی سازمان تأمیناجتماعی که در این قانون”سازمان” نامیده میشود تشکیل میگردد.
ماده 2- تعاریف:
1- بیمه شده: شخصی است که رأسا” مشمول مقررات تأمین اجتماعی بوده و با پرداخت مبالغی به عنوان حق بیمه حق استفاده از مزایای مقرر دراین قانون را دارد.
2- خانواده بیمه شده: شخص یا اشخاصی هستند که به تبع بیمه شده از مزایای موضوع اینقانون استفاده میکنند.
3- کارگاه: محلی است که بیمه شده به دستور کارفرما یا نماینده او در آنجا کار میکند.
4- کارفرما: شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور یا به حساب او کار میکند. کلیه کسانی که به عنوان مدیر یا مسئول عهدهدار ادارهکارگاه هستند نماینده کارفرما محسوب میشوند و کارفرما مسئول انجام کلیه تعهداتی است که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده میگیرند.
5- مزد یا حقوق یا کارمزد: در این قانون شامل هر گونه وجوه و مزایای نقدی یا غیر نقدی مستمر است که در مقابل کار به بیمه شده داده میشود.
6- حق بیمه عبارت: از وجوهی است که به حکم این قانون و برای استفاده از مزایای موضوع آن به سازمان پرداخت میگردد.
7- بیماری: وضع غیر عادی جسمی یا روحی است که انجام خدمات درمانی را ایجاب میکند یا موجب عدم توانایی موقت اشتغال به کار میشودیا اینکه موجب هر دو در آن واحد میگردد.
8- حادثه: از لحاظ این قانون اتفاقی پیشبینی نشده که تحت تأثیر عامل یا عوامل خارجی در اثر عمل یا اتفاق ناگهانی رخ میدهد و موجبصدماتی بر جسم یا روان بیمه شده میگردد.
9- غرامت دستمزد: بوجوهی اطلاق میشود که در ایام بارداری بیماری و عدم توانایی موقت، اشتغال به کار و عدم دریافت مزد یا حقوق به حکم این قانون به جای مزد یا حقوق به بیمه شده پرداخت میشود.
10- وسایل کمکی پزشکی (پروتزواتز): وسایلی هستند که به منظور اعاده سلامت یا برای جبران نقص جسمانی یا تقویت یکی از حواس به کارمیروند.
11- کمک ازدواج: مبغلی است که طبق شرایط خاصی برای جبران هزینههای ناشی از ازدواج به بیمه شده پرداخت میگردد.
12- کمک عائلهمندی: مبلغی است که طبق شرایط خاص در مقابل عائلهمندی توسط کارفرما به بیمه شده پرداخت میشود.
13- ازکارافتادگی کلی: عبارت است از کاهش قدرت کار بیمهشده به نحوی که نتواند با اشتغال به کار سابق یا کار دیگری بیش از (3).(1) از درآمدقبلی خود را به دست آورد.
14- ازکارافتادگی جزیی: عبارت است از کاهش قدرت کار بیمه شده به نحوی که با اشتغال به کار سابق یا کار دیگر فقط قسمتی از درآمد خود را بهدست آورد.
15- بازنشستگی: عبارت است از عدم اشتغال بیمه شده به کار به سبب رسیدن به سن بازنشستگی مقرر در این قانون.
16- مستمری: عبارت از وجهی است که طبق شرایط مقرر در این قانون به منظور جبران قطع تمام یا قسمتی از درآمد به بیمه شده و در صورت فوت او برای تأمین معیشت بازماندگان وی به آنان پرداخت میشود.
17- غرامت مقطوع نقص عضو: مبلغی است که به طور یکجا برای جبران نقص عضو با جبران تقلیل درآمد بیمه شده به شخص او داده میشود.
18- کمک کفن و دفن: مبلغ مقطوعی است که به منظور تأمین هزینههای مربوط به کفن و دفن بیمه شده در مواردی که خانواده او این امر را بهعهده میگیرند پرداخت میگردد.
ماده 3- تأمین اجتماعی موضوع این قانون شامل موارد زیر میباشد:
الف- حوادث و بیماریها. ب- بارداری. ج- غرامت دستمزد. د- ازکارافتادگی. ه- بازنشستگی. و- مرگ.
تبصره: مشمولین این قانون از کمکهای ازدواج و عائلهمندی طبق مقررات مربوط برخوردار خواهند شد.
ماده 4- مشمولین این قانون عبارتند از:
الف – افرادی که به هر عنوان در مقابل دریافت مزد یا حقوق کار میکنند.
ب – صاحبان حرف و مشاغل آزاد.
ج – دریافتکنندگان مستمریهای بازنشستگی، ازکارافتادگی و فوت.
تبصره 1: مستخدمین وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و مستخدمین مؤسسات وابسته به دولت که طبق قوانین مربوط به نحوی ازانحاء از موارد مذکور در ماده سه این قانون بهرهمند میباشند و در سایر مواردی که قوانین خاص برای آنها وجود ندارد طبق آییننامهای که به پیشنهادوزارت رفاه اجتماعی و تأیید سازمان امور اداری و استخدامی کشور به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید تابع مقررات این قانون خواهند بود.
تبصره 2: مشمولین قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی و افزارمندان مشمول قانون تعاون و بیمه بازنشستگی افزارمندان ارتش از شمولاین قانون خارج بوده و تابع قانون و مقررات خاص خود خواهند بود.
تبصره 3: تعیین میزان حق بیمه که با توجه به ماده 28 این قانون باید توسط افراد صنفی و سایر صاحبان حرف و مشاغل آزاد پرداخت شود طبق آییننامهای خواهد بود که به پیشنهاد وزارت رفاه اجتماعی به تصویب کمیسیونهای رفاه اجتماعی و امور اقتصادی و دارایی مجلسین میرسد.
تبصره 4: مشمولین قانون حمایت کارمندان در برابر اثرات ناشی از پیری و ازکارافتادگی و فوت کماکان تابع مقررات قانون مذکور خواهند بودمؤسسات مشمول قانون مذکور مکلفند با اعلام سازمان تأمین خدمات درمانی حق بیمه درمانی سهم خود و بیمه شده را کسر و توسط صندوق حمایتمربوط به سازمان نامبرده بپردازند. میزان حق بیمه درمانی موضوع این ماده تابع ضوابط و مقررات بیمه خدمات درمانی موضوع قانون تأمین خدمات درمانی مستخدمین دولت است و نحوه وصول آن عینا” به ترتیبی است که در قانون حمایت کارمندان در برابر اثرات ناشی از پیری و ازکارافتادگی وفوت پیشبینی شده است.
ماده 5- اتباع بیگانه که در ایران طبق قوانین و مقررات مربوط به کار اشتغال دارند جز در مواردی که طبق مقاولهنامهها و قراردادهای دو جانبه یا چندجانبه بین ایران و سایر کشورها ترتیب خاص مقرر گردیده است در صورتی که مشمول قانون حمایت کارمندان در برابر اثرات ناشی از پیری وازکارافتادگی و فوت نباشد مشمول مقررات این قانون خواهند بود.
ماده 6- اجرای هر یک از موارد مندرج در ماده سه این قانون درباره روستاییان و افراد خانواده آنها به تدریج در مناطق مختلف مملکت و به تناسب توسعه امکانات و مقدورات سازمان به پیشنهاد هیأت مدیره و تصویب شورای عالی سازمان با توجه به ماده 117 این قانون خواهد بود.
ماده 7- افراد شاغل در فعالیتهایی که تا تاریخ تصویب این قانون مشمول بیمههای اجتماعی نشدهاند به ترتیب زیر به پیشنهاد هیأت مدیره و تصویبوزیر رفاه اجتماعی مشمول مقررات این قانون قرار خواهند گرفت.
الف – موارد مذکور در بندهای (ج – د – ه – و) ماده 3 این قانون به تدریج و با توجه به امکانات سازمان اجراء خواهد شد، و در این صورت میزان حق بیمه با توجه به ماده 28 این قانون تا خاتمه سال 1354، 19% حقوق یا مزد و از اول سال 1355 معادل 21% حقوق یا مزد خواهد بود که؛
در سال 1354: کارفرما 13% و بیمه شده 4% و دولت 2% و
از سال 1355: کارفرما 14% و بیمه شده 5% و دولت 2% میپردازند.
ب – موارد مذکور در بندهای الف و ب ماده 3 این قانون به تدریج و در صورتی اجراء خواهد شد که سازمان وسایل و امکانات درمانی لازم را برایبیمهشدگان فراهم نموده باشد. الزام کارفرمایان یا افرادی که به موجب این ماده مشمول مقررات این قانون میشوند به تأدیه حق بیمه از تاریخی است که بیمه آنها از طریق انتشار آگهیدر روزنامه و یا کتباً اعلام میشود.
ماده 8- بیمه افراد و شاغلین فعالیتهایی که تا تاریخ تصویب این قانون به نحوی از انحاء مشمول مقررات قانون بیمههای اجتماعی یا قانون بیمههایاجتماعی روستاییان قرار گرفتهاند با توجه به مقررات این قانون ادامه خواهد یافت.
تبصره: شرایط مربوط به ادامه تمام و یا قسمتی از بیمههای مقرر در این قانون برای کسانی که به شغلی غیر از علل مندرج در این قانون از ردیفبیمهشدگان خارج شوند به موجب آییننامه مربوط تعیین خواهد گردید و به هر حال پرداخت کلیه حق بیمه در این قبیل موارد به عهده بیمه شده خواهدبود.
ماده 9- انجام تعهدات ناشی از موارد مذکور در بندهای (الف و ب) ماده سه این قانون به عهده سازمان تأمین خدمات درمانی میباشد.
ماده 10: از تاریخ اجرای این قانون سازمان بیمههای اجتماعی و سازمان بیمههای اجتماعی روستاییان در سازمان تأمین اجتماعی ادغام میشوند وکلیه وظایف و تعهدات و دیون و مطالبات و بودجه و دارایی و کارکنان آنها با حفظ حقوق و سوابق و مزایای استخدامی خود که تا تاریخ تصویب واجرای آییننامه موضوع ماده 13 این قانون معتبر خواهد بود به سازمان منتقل میگردند.
ماده 11: تأسیسات و تجهیزات درمان سازمان بیمههای اجتماعی که از محل ذخایر سازمان مذکور تأمین شده است با حفظ مالکیت در اختیارسازمان تأمین خدمات درمانی قرار میگیرد.
تبصره: کارکنان واحدهای درمانی مذکور در این ماده با حفظ حقوق و سوابق و مزایای استخدامی خود به سازمان تأمین خدمات درمانی منتقل خواهند شد.
فصل دوم قانون تامین اجتماعی؛ ارکان و تشکیلات
ماده 12- سازمان که زیر نظر وزیر رفاه اجتماعی اداره میشود دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری میباشد و امور مالی آن منحصرا”طبق مقررات این قانون اداره خواهد شد.
ماده 13- آییننامههای مالی و معاملاتی سازمان که وسیله وزارتخانههای رفاه اجتماعی و امور اقتصادی و دارایی تهیه میشود و آییننامههای استخدامیکه به تأیید سازمان امور اداری و استخدامی کشور میرسد پس از تأیید هیأت وزیران به تصویب کمیسیونهای مربوط مجلسین خواهد رسید. وزارت رفاه اجتماعی مکلف است ظرف یک سال از تاریخ تصویب این قانون آییننامههای مذکور را تهیه و تقدیم مجلسین نماید و تا تصویب مجلسینآییننامههای فعلی قابل اجرا است. امور مالی و اداری و استخدامی سازمان تأمین خدمات درمانی تابع آییننامههای مالی و اداری و استخدامی فعالی سازمان خواهد بود و تا تصویبآییننامه استخدامی سازمان کارکنان تأمین خدمات درمانی تابع آییننامه استخدامی فعلی سازمان بیمههای اجتماعی خواهند بود.
ماده 14- سازمان برای انجام وظایف خودداری تشکیلات مرکزی و شعب و نمایندگیهایی خواهد بود.
ماده 15- ارکان سازمان عبارتند از:
شورای عالی.
هیأت مدیره.
حسابرس (بازرس)
ماده 16- اعضاء شورای عالی عبارتند از:
وزیر رفاه اجتماعی که ریاست شورای عالی را به عهده خواهد داشت.
وزیر امور اقتصادی و دارایی یا معاون او.
وزیر بهداری یا معاون او.
وزیر تعاون و امور روستاها یا معاون او.
وزیر کار و امور اجتماعی یا معاون او.
وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه یا معاون او.
رییس کل بانک مرکزی یا معاون او.
رییس کل بیمه مرکزی یا معاون او.
دبیر کل سازمان امور اداری و استخدامی کشور یا معاون او.
مدیر عامل جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران یا قائممقام او.
مدیر عامل سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی یا قائممقام او.
دو نفر نماینده کارفرمایان به معرفی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران.
دو نفر نماینده اصناف به معرفی هیأت عالی نظارت بر اتاقهای اصناف کشور.
سه نفر نماینده کارگران بیمه شده به معرفی سازمانهای کارگری و دو نفر از سایر
گروهها به انتخاب وزیر رفاه اجتماعی.
ماده 17- نمایندگان کارفرمایان، اصناف و بیمهشدگان برای مدت سه سال به عضویت شورای عالی انتخاب میشوند، تغییر آنها در مدت عضویتشورای عالی سازمان و تجدید انتخاب آنها بلامانع است.
ماده 18- آییننامه داخلی شورای عالی سازمان پس از تصویب شورا به موقع اجرا گذارده خواهد شد.
ماده 19- وظایف و اختیارات شورای عالی سازمان به شرح زیر است:
الف – تصویب آییننامههای اجرایی که طبق این قانون به آن محول شده است.
ب – اتخاذ تصمیم درباره خط مشی و سیاست کلی تأمین اجتماعی به پیشنهاد هیأت مدیره.
ج – رسیدگی به بودجه و گزارش مالی و ترازنامه سازمان و تصویب آن.
د- تعیین حقوق و مزایای اعضاء هیأت مدیره پس از تأیید شورای حقوق و دستمزد و تعیین حقالزحمه حسابرس (بازرس) و تعیین حق حضوراعضای انتخابی شورای عالی.
ه – تصویب خرید یا فروش اموال غیر منقول.
و – اتخاذ تصمیم در مورد بخشیدن بدهی کارفرمایانی که بدهی آنها از بیست هزار ریال کمتر بوده و به تشخیص هیأت مدیره قادر به پرداخت آننمیباشند. کارفرمایانی که به عللی قادر به پرداخت حق بیمه معوقه نباشند و یا پرداخت بدهی به طور یکجا خارج از حدود قدرت مالی کارفرما و موجب تعطیل ویا وقفه کار کارگاه باشد شورای عالی میتواند به پیشنهاد هیأت مدیره کارفرما را از پرداخت تمام یا قسمتی از خسارات مقرر در این قانون معاف داردهمچنین ترتیبی برای تقسیط بدهی با رعایت مهلت
کافی بدهد.
ز – اتخاذ تصمیم در سایر اموری که رییس شورای عالی طرح آنها را در شورای عالی لازم تشخیص دهد.
تبصره 1- وظایف و اختیارات شورای عالی تأمین اجتماعی موضوع ماده 3 قانون حمایت کارمندان در برابر اثرات ناشی از پیری و ازکارافتادگی وفوت عینا” به شورای عالی تأمین اجتماعی موضوع این قانون محول و شورای مذکور منحل میشود.
تبصره 2- هر گاه هر یک از اعضاء شورای عالی استعفا یا فوت کند یا بیش از 3 جلسه متوالی بدون عذر موجه غیبت نماید جانشین او برای بقیهمدت مقرر به نحو مذکور فوق انتخاب خواهد شد. تشخیص عذر موجه با رییس شورای عالی است.
ماده 20- هیأت مدیره مرکب از پنج نفر عضو به شرح زیر میباشد. معاون تأمین اجتماعی وزارت رفاه اجتماعی که رییس هیأت مدیره و مدیر عامل سازمان است. دو نفر عضو هیأت مدیره به پیشنهاد وزیر رفاه اجتماعی و تصویب هیأتوزیران. یک نفر نماینده کارگران و یک نفر نماینده کارفرمایان به پیشنهاد وزیر رفاه اجتماعی و تصویب هیأت وزیران.
تبصره – مدت عضویت اعضاء هیأت مدیره سه سال میباشد و تجدید انتخاب آنها بلامانع است و در صورتی که تغییر آنها قبل از انقضاء موعدمقرر لازم شناخته شود و نیز در صورت فوت یا استعفاء هر یک از آنها شخص دیگری به ترتیب مذکور برای بقیه مدت انتخابخواهد شد. اعضاء هیأتمدیره پس از اتمام مدت مأموریت خود تا تعیین هیأت مدیره جدید کماکان به کار خود ادامه خواهند داد.
ماده 21- وظایف و اختیارات هیأت مدیره به شرح زیر است:
1- پیشنهاد سیاست کلی و خط مشی و برنامههای اجرایی تأمین اجتماعی به شورای عالی.
2- تصویب دستورالعملهای اداری و داخلی سازمان به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل در حدود مقررات مربوط.
3- تأیید آییننامههای اجرایی این قانون برای پیشنهاد آن به مراجع ذیصلاحیت.
4- تصویب برنامه و بودجه و گزارش مالی و ترازنامه سازمان جهت طرح در شورای عالی.
5- تصویب تشکیلات سازمان در حدود بودجه مصوب شورای عالی.
6- تصویب کلیه معاملاتی که مبلغ آن بیش از 5 میلیون ریال باشد.
ماده 22- تصمیمات هیأت مدیره با اکثریت آراء معتبر خواهد بود.
ماده 23- حسابرس (بازرس) برای هر سال مالی به پیشنهاد وزیر امور اقتصادی و دارایی و تصویب شورای عالی انتخاب میشود حسابرس(بازرس) حق ندارد در امور سازمان مداخله کند ولی میتواند نظرات خود را به رییس هیأت مدیره و مدیر عامل سازمان اطلاع دهد. انتخاب مجددحسابرس (بازرس) بلامانع است.
ماده 24 – وظایف و اختیارات حسابرس (بازرس) همان است که در قانون تجارت برای بازرس شرکت تعیین گردیده است و حسابرس (بازرس)میتواند با اطلاع رییس هیأت مدیره و مدیر عامل به دفاتر سازمان رسیدگی و هر گونه توضیح و اطلاع را که به منظور انجام وظیفه لازم بداند اخذ کند.
ماده 25- ترازنامه سالانه و گزارش مالی و صوت دارایی و بدهی سازمان باید حداقل سی روز قبل از طرح در شورای عالی به حسابرس (بازرس)داده شود و پس از رسیدگی با گزارش حسابرس (بازرس) به شورای عالی تقدیم گردد. حسابرس (بازرس) مکلف است نسخهای از گزارش خود را دهروز قبل از تشکیل شورای عالی به هیأت مدیره تسلیم کند.
ماده 26- وظایف و اختیارات رییس هیأت مدیره و مدیر عامل به شرح زیر است:
1- اجرای برنامهها و مصوبات شورای عالی هیأت مدیره.
2- تهیه و تنظیم بودجه و برنامه و گزارش مالی و ترازنامه و پیشنهاد آن به هیأت مدیره و تقدیم بودجه حداکثر سه ماه قبل از اتمام سال به شورایعالی.
3- پیشنهاد تشکیلات سازمان با رعایت برنامه و بودجه مصوب به هیأت مدیره.
4- تصویب و انجام معاملات تا پنج میلیون ریال.
ماده 27- رییس هیأت مدیره و مدیر عامل که مسئول اداره امور سازمان و مأمور اجرای این قانون و مصوبات شورای عالی و هیأت مدیره میباشد برکلیه تشکیلات سازمان ریاست داشته و برای اداره امور سازمان در حدود این قانون و آییننامههای آن دارایاختیارات کامل میباشد رییس هیأت مدیرهو مدیر عامل در مقابل اشخاص حقیقی یا حقوقی و کلیه مراجع قانونی نماینده سازمان بوده و میتواند این حق را شخصا” یا به وسیله وکلا و نمایندگیکه تعیین میکند اعمال نماید.
تبصره – رییس هیأت مدیره و مدیر عامل میتواند قسمتی از اختیارات و وظایف خود را به هر یک از اعضاء هیأت مدیره یا هر یک از کارکنانسازمان به مسئولیت خود تفویض نماید. در صورتی که رییس هیأت مدیره و مدیر عامل به عللی از قبیل بیماری یا مرخصی و مسافرت برای مدتی نتواند وظایف خود را انجام دهد یک نفر ازاعضا هیأت مدیره به پیشنهاد رییس هیأت مدیره و مدیر عامل و تصویب وزیر رفاه اجتماعی کلیه وظایف او را عهدهدار خواهد بود. در این صورت یکنفر از کارکنان سازمان به انتخاب وزیر رفاه اجتماعی در غیاب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل با حق رأی در جلسات هیأت مدیره شرکت خواهد کرد.
فصل سوم قانون تأمین اجتماعی – منابع درآمد – مأخذ احتساب حق بیمه و نحوه وصول آن
ماده 28- منابع درآمد سازمان به شرح زیر میباشد:
1- حق بیمه از اول مهر ماه تا پایان سال 1354 به میزان 28% مزد یا حقوق است که؛ 7% آن به عهده بیمه شده و 18% به عهده کارفرما و 3% به وسیله دولت تأمین خواهد شد.
2- درآمد حاصل از وجوه و ذخایر و اموال سازمان.
3- وجوه حاصل از خسارات و جریمههای نقدی مقرر در این قانون.
4- کمکها و هدایا.
تبصره 1- از اول سال 1355 حق بیمه سهم کارفرما 20% مزد یا حقوق بیمه شده خواهد بود و با احتساب سهم بیمه شده و کمک دولت کل حقبیمه به 30% مزد یا حقوق افزایش مییابد.
تبصره 2- دولت مکلف است حق بیمه سهم خود را به طور یکجا در بودجه سالانه کل کشور منظور و به سازمان پرداخت کند.
تبصره 3- سازمان باید حداقل هر سه سال یک بار امور مالی خود را با اصول محاسبات احتمالی تطبیق و مراتب را به شورای عالی گزارش دهد.
ماده 29- 9% از مأخذ محاسبه حق بیمه مذکور در ماده 28 این قانون حسب مورد برای هزینههای ناشی از موارد مذکور در بندهای الف و ب ماده 3 این قانون تخصیص مییابد و بقیه به سایر تعهدات اختصاص خواهد یافت.
تبصره – غرامت دستمزد ایام بیماری بیمهشدگان که از طرف کارفرما پرداخت نمیشود به عهده سازمان میباشد.
ماده 30 کارفرمایان موظفند از کلیه وجوه و مزایای مذکور در بند 5 ماده 2 این قانون حق بیمه مقرر را کسر و به اضافه سهم خود به سازمان پرداخت نمایند.
تبصره – ارزش مزایای غیر نقدی مستمر مانند مواد غذایی – پوشاک – و نظایر آنها طبق آییننامهای که به پیشنهاد هیأت مدیره به تصویب شورای عالی خواهد رسید به طور مقطوع تعیین و حق بیمه از آن دریافت میگردد.
ماده 31- در مورد بیمهشدگانی که تمام یا قسمتی از مزد و درآمد آنها به وسیله مشتریان یا مراجعین تأمین میشود درآمد تقریبی هر طبقه یا حرفه مقطوعاً به پیشنهاد هیأت مدیره و تصویب شورای عالی تعیین و مأخذ دریافت حق بیمه قرار خواهد گرفت.
ماده 32- در مورد بیمهشدگانی که کارمزد دریافت میدارند حق بیمه مأخذ کل درآمد ماهانه آنها احتساب و دریافت میگردد این حق بیمه در هیچ مورد نباید از حق بیمهای که به حداقل مزد کارگر عادی تعلق میگیرد کمتر باشد.
ماده 33 – حق بیمه کارآموزان باید به نسبت مزد یا حقوق آنها پرداخت شود و در هر حال میزان حق بیمه در این مورد نباید از میزانی که به حداقلمزد یا حقوق تعلق میگیرد کمتر باشد. در صورتی که مزد یا حقوق کارآموز کمتر از حداقل دستمزد باشد پرداخت مابهالتفاوت حق بیمه سهم کارآموز بهعهده کارفرما خواهد بود.
ماده 34- در صورتی که بیمه شده برای دو یا چند کارفرما کار کند هر یک از کارفرمایان مکلفند به نسبت مزد یا حقوقی که میپردازند حق بیمه سهم بیمه شده را از مزد یا حقوق او کسر و به انضمام سهم خود به سازمان پرداخت نمایند.
ماده 35- سازمان میتواند در موارد لزوم با تصویب شورای عالی سازمان مزد یا حقوق بیمهشدگان بعضی از فعالیتها را طبقهبندی نماید و حق بیمهرا به مأخذ درآمد مقطوع وصول و کمکهای نقدی را بر همان اساس محاسبه و پرداخت نماید.
ماده 36- کارفرما مسئول پرداخت حق بیمه سهم خود و بیمه شده به سازمان میباشد و مکلف است در موقع پرداخت مزد یا حقوق و مزایا سهم بیمه شده را کسر نموده و سهم خود را بر آن افزوده به سازمان تأدیه نماید. در صورتی که کارفرما از کسر حق بیمه سهم بیمه شده خودداری کند شخصا” مسئول پرداخت آن خواهد بود تأخیر کارفرما در پرداخت حق بیمه یا عدمپرداخت آن رافع مسئولیت و تعهدات سازمان در مقابل بیمه شده نخواهد بود.
تبصره – بیمهشدگانی که تمام یا قسمتی از درآمد آنها به ترتیب مذکور در ماده 31 این قانون تأمین میشود مکلفند حق بیمه سهم خود را برایپرداخت به سازمان به کارفرما تأدیه نمایند ولی در هر حال کارفرما مسئول پرداخت حق بیمه خواهد بود.
ماده 37- هنگام نقل و انتقال عین یا منافع مؤسسات و کارگاههای مشمول این قانون اعم از اینکه انتقال به صورت قطعی – شرطی – رهنی – صلح حقوق یا اجاره باشد و اعم از اینکه انتقال به طور رسمی یا غیر رسمی انجام بگیرد انتقال گیرنده مکلف است گواهی سازمان را مبنی بر نداشتن بدهی معوق بابت حق بیمه و متفرعات آن از انتقالدهنده مطالبه نماید دفاتر اسناد رسمی مکلفند در موقع تنظیم سند از سازمان راجع به بدهی واگذار کننده استعلام نمایند در صورتی که سازمان ظرف 15 روز از تاریخ ورود برگ استعلام به دفتر سازمان پاسخی به دفترخانه ندهد دفترخانه معامله را بدونمفاصا حساب ثبت خواهد کرد. در صورتی که بنا به اعلام سازمان واگذارکننده بدهی داشته باشد میتواند با پرداخت بدهی معامله را انجام دهد بدون اینکه پرداخت بدهی حق واگذارکننده را نسبت به اعتراض به تشخیص سازمان و رسیدگی به میزان حق بیمه ساقط کند. در صورت انجام معامله بدون ارائه گواهی مذکور انتقالدهنده و انتقالگیرنده برای پرداخت مطالبات سازمان دارای مسئولیت تضامنی خواهند بود. وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی همچنین شهرداریها و اتاقهای اصناف و سایر مراجع ذیربط مکلفند در موقع تقاضای تجدید پروانه کسب یا هر نوع فعالیت دیگر مفاصا حساب پرداخت حق بیمه را از متقاضی مطالبه نمایند. در هر حال تجدید پروانه کسب موکول به ارائه مفاصا حساب پرداخت حق بیمه میباشد.
تبصره – سازمان مکلف است حداکثر پس از یک ماه از تاریخ ثبت تقاضا، مفاصا حساب صادر و به تقاضا کننده تسلیم نماید.
| ماده 38- در مواردی که انجام کار به طور مقاطعه به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار میشود کارفرما باید در قراردادی که منعقد میکند مقاطعه کار را متعهد نماید که کارکنان خود همچنین کارکنان مقاطعهکاران فرعی را نزد سازمان بیمه نماید و کل حق بیمه را به ترتیب مقرر در ماده 28 این قانون بپردازد. پرداخت 5% بهای کل کار مقاطعهکار از طرف کارفرما موکول به ارائه مفاصا حساب از طرف سازمان خواهد بود. در مورد مقاطعهکارانی که صورت مزد و حق بیمه کارکنان خود را در موعد مقرر به سازمان تسلیم و پرداخت میکنند. معادل حق بیمه پرداختی بنا به درخواست سازمان از مبلغ مذکور آزاد خواهد شد. هر گاه کارفرما آخرین قسط مقاطعهکار را بدون مطالبه مفاصا حساب سازمان بپردازد مسئول پرداخت حق بیمه مقرر و خسارات مربوط خواهد بود و حق دارد وجوهی را که از این بابت به سازمان پرداخته است از مقاطعهکار مطالبه و وصول نماید. کلیه وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی – همچنین شهرداریها و اتاق اصناف و مؤسسات غیر دولتی و مؤسسات خیریه و عامالمنفعه مشمول مقررات این ماده میباشند. |
| آییننامه اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴”
ماده ۱: کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مشمول مواد (۳۸) قانون تأمین اجتماعی و (۲۹) قانون بیمههای اجتماعی سابق مکلفند کلیه مطالبات سازمان تأمیناجتماعی (که در این آییننامه به اختصار ازمان نامیده میشود) از مقاطعهکاران و مهندسین مشاور را برابر مفاد ماده واحده قانون الحاق یک تبصره به ماده (۳۸)قانون تأمین اجتماعی – مصوب ۱۳۷۲.۲.۲۶ – پس از درخواست سازمان از محل (۵%) کل کارکرد و آخرین قسط نگهداری شده، به سازمان پرداخت نمایند. ماده۲: کلیه کارفرمایان مشمول این آییننامه مکلفند حداکثر ظرف مدت (۳) ماه از تاریخ لازمالاجرا شدن این آییننامه فهرست کامل پیمانهای موضوع ماده یک(که از تاریخ خاتمه، تعلیق یا فسخ قرارداد آنان یک سال گذشته است) را با مشخص نمودن شماره و تاریخ پیمان، نام پیمانکار و مهندسین مشاور، به سازمانتأمین اجتماعی ارائه نمایند و در مورد اعلام مبلغ کل کارکرد پیمان (شامل ارزی و ریالی)، میزان (۵%) و آخرین قسط موضوع مواد (۳۸) قانون تأمین اجتماعی و(۲۹) قانون بیمههای اجتماعی سابق نگهداری شده نزد کارفرما تا تاریخ شروع و خاتمه یا فسخ یا تعلق پیمان، محل اجرای کار و شرح مختصری از موضوعپیمان، نحوه تهیه مصالح (به عهده کارفرما، پیمانکار و یا هر دو) و آخرین اقامتگاه قانونی پیمانکار و مهندسین مشاور، با سازمان همکاری نمایند. در موردقراردادهایی که پس از ابلاغ این آییننامه خاتمه مییابند یا تعلیق یا فسخ میگردند در صورت عدم ارائه مفاصاحساب از سوی پیمانکار ظرف یک سال از تاریخخاتمه، تعلیق یا فسخ قرارداد، کارفرما مکلف است مراتب را ظرف یک ماه به سازمان اعلام نماید. ماده ۳: سازمان مکلف است در مورد قراردادهای موضوع ماده یک این آییننامه به ترتیب زیر اقدام نماید. الف) در مورد قراردادهایی که حق بیمه آنها طبق قانون و بر اساس آرای هیأت تجدید نظر موضوع ماده (۴۴) قانون تأمین اجتماعی قطعی شده است، بدهی حقبیمه را مجدداً به پیمانکار یا مهندسین مشاور ابلاغ و چنانچه حداکثر ظرف (۲۰) روز از تاریخ ابلاغ مجدد، آن را به سازمان پرداخت نکند سازمان بدهی را کتباً بهکارفرما اعلام نماید. ب) در مورد قراردادهایی که حق بیمه آنها قطعی نشده است، پس از قطعیت بدهی بایستی طبق بند “الف” اقدام شود. ماده ۴: کارفرمایان مکلفند بدهی قطعی شده موضوع ماده (۳) این آییننامه مربوط به پیمانکاران و مهندسی مشاور را که توسط سازمان اعلام میشود حداکثر ظرف مهلت (۲۵) روز از تاریخ ابلاغ، از محل (۵%) و آخرین قسط موضوع مواد (۳۸) قانون تأمین اجتماعی و (۲۹) قانون بیمههای اجتماعی سابق تأمین و بهحساب سازمان واریز نمایند. ماده ۵: سازمان مجاز است جهت اخذ اطلاعات مربوط به قراردادها، به اسناد و مدارک در اختیار کارفرمایان مراجعه نماید و کارفرمایان در خصوص ارائه مدارک و اسناد مورد نیاز سازمان، همکاری نمایند. |
|
مطابق با ماده ۴۰ قانون رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور یک تبصره به شرح زیر به ماده (۳۸) قانون تأمین اجتماعی مصوب ۳/۴/۱۳۵۴ و اصلاحات بعدی آن الحاق می شود: تبصره: مبنای مطالبه حق بیمه در مورد پیمان هایی که دارای کارگاه های صنعتی و خدمات تولیدی یا فنی مهندسی ثابت می باشند و موضوع اجرای پیمان توسط افراد شاغل در همان کارگاه انجام می شود، بر اساس فهرست ارسالی و بازرسی کارگاه است و از اعمال ضریب حق بیمه جهت قرارداد پیمان معاف می باشند و سازمان تأمین اجتماعی باید مفاصا حساب اینگونه قراردادهای پیمان را صادر کند. |
رای شماره ۵۸ مورخ ۱۳۷۶/۰۵/۲۵ دیوان عدالت اداریحکم مقرر در ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی ناظر به پیمانکارانی است که در اجرای قرار داد پیمانکاری از وجود کارگر استفاده میکنند بنابر این تسری و تعمیم آن به پیمانکار فاقد کارگر انطباقی با هدف مقنن ندارد و بخشنامه شماره ۱۰۸ مورخ ۱۳۶۰,۶.۵ در حدی که مفهم شمول ماده مزبور نسبت به مواردی که قرارداد منحصرا توسط شخص پیمانکار اجراء میشود، خلاف قانون شناخته میشود و مستندا به قسمت دوم ماده ۲۵ قانون دیوان عدالتاداری ابطال میگردد. |
ماده 39- کارفرما مکلف است حق بیمه مربوط به هر ماه را حداکثر تا آخرین روز ماه بعد به سازمان بپردازد. همچنین صورت مزد یا حقوق بیمهشدگان را به ترتیبی که درآییننامه طرز تنظیم و ارسال صورت مزد که به تصویب شورای عالی سازمان خواهد رسید به سازمان تسلیم نماید. سازمانحداکثر ظرف شش ماه از تاریخ دریافت صورت مزد اسناد و مدارک کارفرما را مورد رسیدگی قرار داده و در صورت مشاهده نقص یا اختلاف یا مغایرت به شرح ماده 100 این قانون اقدام و مابهالتفاوت را وصول مینماید هرگاه کارفرما از ارائه اسناد و مدارک امتناع کند سازمان مابهالتفاوت حق بیمه را رأسا”تعیین و مطالبه و وصول خواهد کرد.
ماده 40- در صورتی که کارفرما از ارسال صورت مزد مذکور در ماده 39 این قانون خودداری کند سازمان میتواند حق بیمه را رأسا” تعیین و ازکارفرما مطالبه و وصول نماید.
ماده 41- در مواردی که نوع کار ایجاب کند سازمان میتواند پیشنهاد هیأت مدیره و تصویب شورای عالی سازمان نسبت مزد را به کل کار انجام یافته تعیین و حق بیمه متعلق را به همان نسبت مطالبه و وصول نماید.
ماده 42- در صورتی که کارفرما به میزان حق بیمه و خسارات تأخیر تعیین شده از طرف سازمان معترض باشد میتواند ظرف 30 روز از تاریخ ابلاغ اعتراض خود را کتباً به سازمان تسلیم نماید. سازمان مکلف است اعتراض کارفرما را حداکثر تا یک ماه پس از دریافت آن در هیأت بدوی تشخیص مطالبات مطرح نماید.در صورت عدم اعتراض کارفرما ظرف مدت مقرر تشخیص سازمان قطعی و میزان حق بیمه و خسارات تعیین شده طبق ماده 50 این قانون وصول خواهد شد.
ماده 43 – هیأتهای بدوی تشخیص مطالبات سازمان از افراد زیر تشکیل میگردند:
1- نماینده وزارت رفاه اجتماعی که ریاست هیأت را به عهده خواهد داشت.
2- یک نفر به عنوان نمایند کارفرما به انتخاب اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در مورد بازرگانان و صاحبان صنایع یا یک نفر نماینده صنفمربوط به معرفی اتاق اصناف در مورد افراد صنفی و صاحبان حرف و مشاغل آزاد.
3- یک نفر به انتخاب شورای عالی تأمین اجتماعی.
4- نماینده کارگران در مورد کارگران مشمول قانون تأمین اجتماعی به انتخاب وزیر رفاه اجتماعی. آراء هیأتهای بدوی در صورتی که مبلغ مورد مطالبه سازمان اعم از اصل حق بیمه و خسارات دویست هزار ریال یا کمتر باشد و یا اینکه در موعد مقررمورد اعتراض واق نشود قطعی و لازمالاجرا خواهد بود. در صورتی که مبلغ مورد مطالبه بیش از دویست هزار ریال باشد کارفرما و سازمان ظرف 20روز از تاریخ ابلاغ واقعی یا قانونی رأی هیأت بدوی حق تقاضای تجدید نظر خواهند داشت.
ماده 44- هیأتهای تجدید نظر تشخیص مطالبات در تهران با شرکت افراد زیر تشکیل میشود:
1- نماینده وزارت رفاه اجتماعی که ریاست هیأت را به عهده خواهد داشت.
2- یک نفر از قضات دادگستری به انتخاب وزارت دادگستری.
3- یک نفر به انتخاب شورای عالی تأمین اجتماعی.
4- نماینده سازمان به انتخاب رییس هیأت مدیره و مدیر عامل سازمان.
5- یک نفر به عنوان نمایند کارفرما به انتخاب اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در مورد بازرگانان و صاحبان صنایع یا یک نفر نماینده اتاقاصناف در مورد افراد صنفی و صاحبان حرف و مشاغل آزاد.
آراء هیأت تجدید نظر قطعی و لازمالاجراء است.
تبصره – هیأتهای بدوی و تجدید نظر تاریخ رسیدگی را به کارفرما ابلاغ خواهند کرد و حضور کارفرما برای ادای توضیحات بلامانع است.
ماده 45 – نحوه تسلیم اعتراض و درخواست تجدید نظر و تشکیل جلسات هیأتها و ترتیب رسیدگی و صدور رأی و ابلاغ به موجب آییننامهایخواهد بود که به پیشنهاد هیأت مدیره سازمان به تصویب شورای عالی سازمان خواهد رسید.
ماده 46- سازمان میتواند به درخواست کارفرما بدهی او را حداکثر تا سی و شش قسط ماهانه تقسیط نماید و در این صورت کارفرما باید معادلدوازده درصد در سال نسبت به مانده بدهی خود بهره به سازمان بپردازد. در صورتی که کارفرما هر یک از اقساط مقرر را در رأس موعد پرداخت نکند بقیه اقساط به حال شده و طبق ماده 50 این قانون وصول خواهد شد.
تبصره – در مواردی که به علت بحران مالی که موجب وقفه کار کارگاه باشد پرداخت حق بیمه در موعد مقرر مقدور نگردد کارفرما میتواند در موعد تعیین شده در این ماده تخفیف در میزان خسارت و جریمه دیرکرد را تقاضا نماید. در این صورت هیأتهای بدوی و تجدید نظر تشخیص مطالبات بهتقاضای کارفرما رسیدگی و رأی مقتضی صادر خواهند نمود. میزان خسارت و جریمه دیرکرد در هر حال نباید از 12 درصد مبلغ حق بیمه عقب افتاده برای هر سال کمتر باشد.
ماده 47- کارفرمایان مکلفند صورت مزد و حقوق و مزایای بیمهشدگان همچنین دفاتر و مدارک لازم را در موقع مراجعه به بازرس به سازمان دراختیار او بگذارند. بازرسان سازمان میتوانند از تمام یا قسمتی از دفاتر و مدارک مذکور رونوشت یا عکس تهیه و برای کسب اطلاعات لازم به هر یک از رؤسا و کارمندانو کارگران کارگاه و مراجع ذیربط مراجعه نمایند. بازرسان سازمان حق دارند کارگاههای مشمول قانون را مورد بازرسی قرار دهند و دارای همان اختیارات و مسئولیتهای مذکور در مواد 52 و 53 قانون کارخواهند بود. نتیجه بازرسی حداکثر ظرف یک ماه از طرف سازمان به کارفرما اعلام خواهد شد.
ماده 48- از تاریخی که سازمان با توجه به ماده 7 این قانون گروه جدیدی را مشمول بیمه اعلام نماید ملزم به انجام تعهدات قانونی طبق مقررات نسبت به بیمهشدگان خواهد بود و کارفرمایان موظفند حق بیمه را از همان تاریخی که گروه مزبور مشمول بیمه اعلام شده است به سازمان بپردازند.
تبصره – در صورت عدم ارسال مزد در موعد مقرر از طرف کارفرما، سازمان میتواند مزد یا حقوق بیمهشدگان را بر اساس مأخذی که طبق ماده 40 این قانون مبنای تعیین حق بیمه قرار گرفته است احتساب و مأخذ پرداخت مزایای نقدی قرار دهد. در مواردی که تعیین مزد یا حقوق بیمه شده به طریق مذکور میسر نباشد. سازمان مزایای نقدی را به مأخذ حداقل مزد یا حقوق به طور علیالحساب پرداخت نماید.
ماده 49 – مطالبات سازمان ناشی از اجرای قانون در عداد مطالبات ممتاز میباشد.
ماده 50- مطالبات سازمان بابت حق بیمه و خسارات تأخیر و جریمههای نقدی که ناشی از اجرای این قانون یا قوانین سابق بیمههای اجتماعی وقانون بیمههای اجتماعی روستاییان باشد، همچنین هزینههای انجام شده طبق مواد 65 و 89 و خسارات مذکور در مواد 99 و 100 این قانون در حکم مطالبات، مستند به استناد لازمالاجراء بوده و طبق مقررات مربوط به اجرای مفاد اسناد رسمی به وسیله مأمورین اجرای سازمان قابل وصول میباشد. آییننامه اجرایی این ماده حداکثر ظرف شش ماه از تاریخ تصویب این قانون از طرف سازمان تهیه و پس از تصویب وزارت رفاه اجتماعی و وزارتدادگستری به موقع اجرا گذارده خواهد شد تا تصویب آییننامه مزبور مقررات این ماده توسط مأمورین اجرای احکام محاکم دادگستری بر اساس آییننامه ماده 35 قانون بیمههای اجتماعی اجراء خواهد شد.
فصل چهارم قانون تأمین اجتماعی؛ مقررات مالی
ماده 51- هیأت مدیره مکلف است تا اول دی ماه هر سال بودجه کل سازمان را برای سال بعد تنظیم و به شورای عالی سازمان پیشنهاد نماید. شورای عالی سازمان مکلف است حداکثر تا پانزدهم اسفند ماه بودجه سال بعد را تصویب و به هیأت مدیره ابلاغ نماید.
تبصره – سهم سازمان تأمین خدمات درمانی از بابت هزینههای ناشی از بندهای الف و ب ماده 3- این قانون به ترتیب مقرر در ماده 29 باید در بودجه سازمان مشخص گردد.
ماده 52- مانده درآمد پس از وضع مخارج و کلیه درآمدهای حاصل از خسارات و زیان دیرکرد و بهره سپردهها و سود اوراق بهادار و سود سرمایهگذاریها و درآمد حاصل از فروش یا واگذاری و یا بهرهبرداری از اموال سازمان کلا” به حساب ذخائر منظور خواهد شد.
تبصره 1- شورای عالی سازمان هر سال به پیشنهاد هیأت مدیره از محل ذخائر مبلغی جهت خرید اموال غیر منقول و ایجاد ساختمانها یا تأسیسات و تجهیزات جدید که اعتبار آن در بودجه سازمان تأمین نشده باشد تخصیص خواهد داد.
تبصره 2- ایجاد تأسیسات درمانی به پیشنهاد سازمان تأمین خدمات درمانی و تأیید هیأت مدیره سازمان و تصویب شورای عالی از محل ذخائرصورت خواهد گرفت و با حفظ مالکیت سازمان در اختیار سازمان تأمین خدمات درمانی گذارده خواهد شد.
ماده 53- ذخائر سازمان نزد بانک رفاه کارگران متمرکز خواهد شد بانک مذکور ذخائر مزبور را تحت نظر هیأتی با تصویب شورای عالی سازمان بهکار خواهد انداخت.
فصل پنجم قانون تامین اجتماعی؛ حوادث، بیماریها و بارداری
ماده 54- بیمهشدگان و افراد خانواده آنها از زمانی که مشمول مقررات این قانون قرار میگیرند در صورت مصدوم شدن بر اثر حوادث یا ابتلاء بهبیماری میتوانند از خدمات پزشکی استفاده نمایند. خدمات پزشکی که به عهده سازمان تأمین خدمات درمانی است شامل کلیه اقدامات درمانیسرپایی – بیمارستانی – تحویل داروهای لازم و انجام آزمایشات تشخیص طبی میباشد.
ماده 55- خدمات درمانی موضوع این قانون به دو صورت انجام میگیرد:
الف – روش مستقیم برای بیمهشدگانی که از پزشک – درمانگاه – بیمارستانها و سایر امکانات درمانی متعلق به این سازمان استفاده مینمایند.
ب – روش غیر مستقیم برای بیمهشدگانی که در انتخاب پزشک درمانگاه – بیمارستان آزادی عمل خواهند داشت و سازمان تعهدات درمانی خودرا از طریق خرید خدمات درمانی انجام میدهد.
تبصره – ضوابط استفاده از روشهای فوق طبق آییننامهای که ظرف شش ماه از تاریخ تصویب این قانون تهیه و به تصویب شورای فنی سازمانتأمین خدمات درمانی خواهد رسید تعیین میگردد.
ماده 56- به منظور توانبخشی ترمیم و تجدید فعالیت بیمهشدگان آسیبدیده که قدرت کار اولیه خود را از دست دادهاند سازمان تأمین خدماتدرمانی برای اشتغال آنها به کارهای مناسب دیگر طبق آییننامههایی که از طرف شورای فنی سازمان مذکور پیشنهاد و به تصویب شورای عالی سازمانخواهد رسید از طریق مؤسسات حرفهای معلولین اقدام خواهد نمود.
ماده 57- در صورتی که معالجه بیمار مستلزم انتقال او از روستا یا از شهرستان به شهرستان دیگر باشد ترتیب نقل و انتقال طبق ضوابطی خواهد بودکه از طرف سازمان تأمین خدمات درمانی پیشنهاد و به تصویب شورای فنی سازمان مذکور میرسد.
ماده 58- افراد خانواده بیمه شده که از کمکهای مقرر در ماده 54 این قانون استفاده میکنند عبارتند از:
1- همسر بیمه شده.
2- شوهر بیمه شده در صورتی که معاش او توسط بیمه شده زن تأمین میشود و سن او از شصت سال متجاوز باشد یا طبق نظر کمیسیون پزشکیموضوع ماده 91 این قانون ازکارافتاده شناخته شود.
3- فرزندان بیمه شده که دارای یکی از شرایط زیر باشند:
الف – کمتر از هجده سال تمام داشته باشند و در مورد فرزندان اناث به شرط نداشتن شوهر تا بیست سالگی و یا منحصرا” طبق گواهی یکی ازمؤسسات رسمی آموزشی به تحصیل اشتغال داشته باشند.
ب – در اثر بیماری یا نقص عضو طبق گواهی سازمان تأمین خدمات درمانی قادر به کار نباشند.
4- پدر و مادر تحت تکفل بیمه شده مشروط بر اینکه سن پدر از شصت سال و سن مادر از پنجاه و پنج سال متجاوز باشد و یا اینکه به تشخیصکمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 ازکارافتاده باشند و در هر حال از سازمان مستمری دریافت ننمایند.
ماده 59 – بیمهشدگانی که تحت معالجه و یا درمانهای توانبخشی قرار میگیرند و بنا به تشخیص سازمان تأمین خدمات درمانی موقتا” قادر به کارنیستند به شرط عدم اشتغال به کار و عدم دریافت مزد یا حقوق استحقاق دریافت غرامت دستمزد را با رعایت شرایط زیر خواهند داشت:
الف – بیمه شده بر اثر حوادث ناشی از کار و غیر ناشی از کار یا بیماریهای حرفهای تحت درمان قرار گرفته باشد.
ب – در صورتی که بیمه شده به سبب بیماری و طبق گواهی پزشک احتیاج به استراحت مطلق یا بستری شدن داشته باشد و در تاریخ اعلامبیماری مشغول به کار بوده و یا در مرخصی استحقاقی باشد.
ماده 60- حوادث ناشی از کار حوادثی است که در حین انجام وظیفه و به سبب آن برای بیمه شده اتفاق میافتد. مقصود از حین انجام وظیفه تمام اوقاتی است که بیمه شده در کارگاه یا مؤسسات وابسته یا ساختمانها و محوطه آن مشغول کار باشد و یا به دستورکارفرما در خارج از محوطه کارگاه عهدهدار انجام مأموریتی باشد. اوقات مراجعه به درمانگاه و یا بیمارستان و یا برای معالجات درمانی و توانبخشی و اوقات رفت و برگشت بیمه شده از منزل به کارگاه جزء اوقات انجاموظیفه محسوب میگردد مشروط بر اینکه حادثه در زمان عادی رفت و برگشت به کارگاه اتفاق افتاده باشد. حوادثی که برای بیمه شده حین اقدام برای نجات سایر بیمهشدگان و مساعدت به آنان
اتفاق میافتد حادثه ناشی از کار محسوب میشود.
ماده 61- بیماریهای حرفهای به موجب جدولی که به پیشنهاد هیأت مدیره به تصویب شورای عالی سازمان خواهد رسید تعیین میگردد. مدتمسئولیت سازمان تأمین خدمات درمانی نسبت به درمان هر یک از بیماریهای حرفهای پس از تغییر کار بیمه شده به شرحی است که در جدول مزبور قیدمیشود.
ماده 62- مدت پرداخت غرامت دستمزد ایام بیماری و میزان آن به شرح زیر میباشد:
1- غرامت دستمزد از اولین روزی که بیمه شده بر اثر حادثه یا بیماری حرفهای و به موجب تشخیص سازمان تأمین خدمات درمانی قادر به کارنباشد پرداخت خواهد شد. در مواردی که عدم اشتغال به کار و معالجه به سبب بیماری باشد در صورتی که بیمار در بیمارستان بستری نشود غرامت دستمزد از روز چهارم پرداختخواهد شد.
2- پرداخت غرامت دستمزد تا زمانی که بیمه شده به تشخیص سازمان تأمین خدمات درمانی قادر به کار نبوده و به موجب مقررات این قانون از کارافتاده شناخته نشده باشد ادامه خواهد یافت.
3- غرامت دستمزد بیمه شدهای که دارای همسر یا فرزند یا پدر و مادر تحت تکفل باشد به میزان سه چهارم آخرین مزد یا حقوق روزانه او پرداختمیگردد.
4- غرامت دستمزد بیمه شدهای که همسر یا فرزند یا پدر و مادر تحت تکفل نداشته باشد معادل دو سوم آخرین مزد یا حقوق روزانه او میباشدمگر اینکه بیمه شده به هزینه سازمان تأمین خدمات درمانی بستری شود که در این صورت غرامت دستمزد معادل یک دوم آخرین مزد یا حقوق روزانهوی خواهد بود.
5- هر گاه سازمان تأمین خدمات درمانی بیمه شدهای را برای معالجه به شهرستان دیگری اعزام دارد و درمان او را به طور سرپایی انجام دهد علاوهبر غرامت دستمزد متعلق معادل صد درصد غرامت دستمزد روزانه هم بابت هزینه هر روز اقامت او پرداخت خواهد شد. در صورتی که به تشخیص پزشک معالج مادام که بیمار احتیاج به همراه داشته باشد علاوه بر مخارج مسافرت معادل پنجاه درصد حقوق یا دستمزدبیمه شده نیز به همراه بیمار از طرف سازمان پرداخت خواهد شد.
ماده 63- در مورد بیماریها یا حوادث آخرین مزد یا حقوق روزانه بیمه شده به منظور محاسبه غرامت دستمزد ایام بیماری عبارت است از جمع کلدریافتی بیمه شده که به مأخذ آن حق بیمه دریافت شده است در آخرین 90 روز قبل از شروع بیماری تقسیم به روزهای کار و در مورد بیمهشدگانی کهکارمزد دریافت میکنند آخرین مزد عبارت است از جمع کل دریافتی بیمه شده که به مأخذ آن حق بیمه دریافت شده است در آخرین 90 روز قبل
ازشروع بیماری تقسیم بر نود مشروط بر اینکه غرامت دستمزد این مبلغ از غرامت دستمزدی که به حداقل مزد کارگر عادی تعلق میگیرد کمتر نباشد. درصورتی که بیمه شده دریافتکننده کارمزد ظرف سه ماه مذکور مدتی از غرامت دستمزد استفاده کرده باشد متوسط دستمزدی که مبنای محاسبه غرامتدستمزد مذکور قرار گرفته است به منزله دستمزد روزانه ایام بیماری تلقی و در محاسبه منظور خواهد شد.
ماده 64- در مواردی که کارفرمایان طبق قوانین و مقررات دیگری مکلف باشند حقوق یا مزد بیمهشدگان بیمار خود را پرداخت نمایند سازمان تأمینخدمات درمانی فقط
عهدهدار معالجه آنها طبق مقررات این قانون خواهد بود.
تبصره – در مواردی که کارفرمایان طبق قوانین دیگری مکلف باشند حقوق کارگران مسلول خود را پرداخت نمایند سازمان فقط عهدهدار معالجه آنهاطبق مقررات این قانون خواهد بود.
ماده 65- در صورت وقوع حادثه ناشی از کار کارفرما مکلف است اقدامات لازم اولیه را برای جلوگیری از تشدید وضع حادثه دیده به عمل آورده ومراتب را ظرف سه روز اداری کتباً به اطلاع سازمان برساند. در صورتی که کارفرما بابت اقدامات اولیه مذکور متحمل هزینهای شده باشد سازمان تأمینخدمات درمانی هزینهای مربوط را خواهد پرداخت.
ماده 66- در صورتی که ثابت شود وقوع حادثه مستقیما” ناشی از عدم رعایت مقررات حفاظت فنی و بروز بیماری ناشی از عدم رعایت مقرراتبهداشتی و احتیاط لازم از طرف کارفرما یا نمایندگان او بوده سازمان تأمین خدمات درمانی و سازمان هزینههای مربوط به معالجه و غرامات و مستمریهاو غیره را پرداخته و طبق ماده 50 این قانون از کارفرما مطالبه و وصول خواهد نمود.
تبصره 1- مقصر میتواند با پرداخت معادل ده سال مستمری موضوع این ماده به سازمان از این بابت بریالذمه شود.
تبصره 2- هر گاه بیمه شده مشمول مقررات مربوط به بیمه شخص ثالث باشد در صورت وقوع حادثه سازمان و سازمان تأمین خدمات درمانی و یاشخصا” کمکهای مقرر در این قانون را نسبت به بیمه شده انجام خواهند داد و شرکتهای بیمه موظفند خسارات وارده به سازمانها را در حدود تعهداتخود نسبت به شخص ثالث بپردازند.
ماده 67- بیمه شده زن یا همسر بیمه شده مرد در صورتی که ظرف یک سال قبل از زایمان سابقه پرداخت حق بیمه شصت روز را داشته باشدمیتواند به شرط عدم اشتغال به کار از کمک بارداری استفاده نماید. کمک بارداری دو سوم آخرین مزد یا حقوق بیمه شده طبق ماده 63 میباشد کهحداکثر برای مدت دوازده هفته جمعا” قبل و بعد از زایمان بدون کسر سه روز اول پرداخت خواهد شد.
ماده 68- بیمه شده زن یا همسر بیمه شده مرد در صورتی که در طول مدت یک سال قبل از وضع حمل حق بیمه شصت روز را پرداخته باشد ازکمکها و معاینههای طبی و معالجات قبل از زایمان و حین زایمان و بعد از وضع حمل استفاده خواهد کرد. سازمان تأمین خدمات درمانی بنا به درخواست بیمه شده میتواند به جای کمکهای مذکور مبلغی وجه نقد به بیمه شده پرداخت نماید، مبلغ مزبور درآییننامهای که از طرف هیأت مدیره تأمین خدمات درمانی تهیه و به تصویب شورای عالی سازمان میرسد تعیین خواهد شد.
ماده 69- در صورتی بیمه شده زن و یا همسر بیمه شده مرد به بیماریهایی مبتلا شود که شیردادن برای طفل او زیانآور باشد یا پس از زایمان فوتشود شیر مورد نیاز تا 18ماهگی تحویل خواهد شد.
فصل ششم قانون تامین اجتماعی؛ از کار افتادگی
ماده 70- بیمهشدگانی که طبق نظر پزشک معالج غیر قابل علاج تشخیص داده میشوند پس از انجام خدمات توانبخشی و اعلام نتیجه توانبخشییا اشتغال چنانچه طبق نظر کمیسیونهای پزشکی مذکور در ماده 91 این قانون توانایی خود را کلا” یا بعضا” از دست داده باشند به ترتیب زیر با آنها رفتارخواهد شد:
الف – هرگاه درجه کاهش قدرت کار بیمه شده شصت و شش درصد و بیشتر باشد از کارافتاده کلی شناخته میشود.
ب – چنانچه میزان کاهش قدرت کار بیمه شده بین سی و سه تا شصت و شش درصد و به علت حادثه ناشی از کار باشد از کار افتاده جزیی شناختهمیشود.
ج – اگر درجه کاهش قدرت کار بیمه شده بین ده تا سی و سه درصد بوده و موجب آن حادثه ناشی از کار باشد استحقاق دریافت غرامت نقصمقطوع را خواهد داشت.
ماده 71- بیمه شدهای که در اثر حادثه ناشی از کار یا بیماری حرفهای از کار افتاده کلی شناخته شود بدون در نظر گرفتن مدت پرداخت حق بیمهاستحقاق دریافت مستمری ازکارافتادگی ناشی از کار را خواهد داشت..
ماده 72- میزان مستمری ماهانه ازکارافتادگی کلی ناشی از کار عبارت است از یک سی و پنجم مزد یا حقوق متوسط بیمه شده ضرب در سنواتپرداخت حق بیمه مشروط بر اینکه این مبلغ از پنجاه درصد مزد یا حقوق متوسط ماهانه او کمتر و از صد درصد آن بیشتر نباشد. در مورد بیمهشدگانی که دارای همسر بوده یا فرزند یا پدر و مادر تحت تکفل داشته باشند و مستمری استحقاقی آنها از شصت درصد مزد یا حقوقمتوسط آنها کمتر باشد علاوه بر آن معادل ده درصد مستمری استحقاقی به عنوان کمک مشروط بر آن که جمع مستمری و کمک از 60% تجاوز نکندپرداخت خواهد شد.
تبصره 1- شوهر یا فرزند یا پدر یا مادر با شرایط زیر تحت تکفل بیمه شده محسوب میشوند:
1- سن شوهر از شصت سال متجاوز باشد و یا به تشخیص کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 این قانون از کار افتاده کلی بوده و در هر دو حالتبه حکم این قانون مستمری دریافت ننماید و معاش او توسط زن تأمین شود.
2- فرزندان بیمه شده که حائز شرایط مذکور در بند 3 ماده 58 این قانون باشند.
3- سن پدر از شصت و سن مادر از پنجاه و پنج سال بیشتر بوده یا اینکه به تشخیص کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 این قانون ازکارافتادهباشند و معاش آنها توسط بیمه شده تأمین و در هر حال به موجب این قانون مستمری دریافت ندارند.
تبصره 2- مزد یا حقوق متوسط ماهانه بیمه شده موضوع این ماده عبارت است از جمع کل مزد یا حقوق او که به مأخذ آن حق بیمه دریافت گردیدهظرف هفت صد و بیست روز قبل از وقوع حادثه ناشی از کار یا شروع بیماری حرفهای که منجر به ازکارافتادگی شده است تقسیم به روزهای کار ضربدرسی.
ماده 73– به بیمه شدهای که در اثر حادثه ناشی از کار بین سی و سه تا شصت و شش درصد توانایی کار خود را دست داده باشد مستمری ازکارافتادگی جزیی ناشی از کار
پرداخت خواهد شد. میزان مستمری عبارت است از حاصل ضرب درصد ازکارافتادگی در مبلغ مستمری از کار افتادگی کلی استحقاقی که طبق ماده 70 این قانون تعیین میگردد.
ماده 74- بیمه شدهای که در اثر حادثه ناشی از کار بین ده تا سی و سه درصد توانایی کار خود را از دست داده باشد استحقاق دریافت غرامت نقصعضو را خواهد داشت میزان این غرامت عبارت است از سی و شش برابر مستمری استحقاقی مقرر در ماده 72 این قانون ضرب در، درصد ازکارافتادگی.
ماده 75- بیمه شدهای که ظرف ده سال قبل از وقوع حادثه غیر ناشی از کار یا ابتلاء به بیماری حداقل حق بیمه یک سال کار را که متضمن حق بیمهنود روز کار ظرف یک سال قبل از وقوع حادثه یا بیماری منجر به ازکارافتادگی باشد پرداخت نموده باشد در صورت ازکارافتادگی کلی حق استفاده ازمستمری ازکارافتادگی کلی غیر ناشی از کار ماهانه را خواهد داشت.
تبصره- محاسبه متوسط دستمزد و مستمری ازکارافتادگی موضوع ماده فوق به ترتیب مقرر در ماده 70 این قانون و تبصره 2 آن صورت خواهد گرفت.
فصل هفتم قانون تامین اجتماعی؛ بازنشستگی
ماده 76- مشمولین این قانون در صورت حائز بودن شرایط زیر حق استفاده از مستمری بازنشستگی را خواهند داشت.
1- حداقل ده سال حق بیمه مقرر را قبل از تاریخ تقاضای بازنشستگی پرداخته باشند.
2- سن مرد به 60 سال تمام و سن زن به 55سال تمام رسیده باشد.
تبصره: در مورد افرادی که قبل از تقاضای بازنشستگی حداقل مدت 20سال متوالی یا 25سال متناوب در مناطق بد آب و هوا کار کردهاند و یا آنکه به کارهای سخت و مخل سلامتی (زیانآور) اشتغال داشتهاند. سن بازنشستگی 55 سال تمام خواهد بود، کسانی که 30سال تمام کار کرده و حق بیمه مقرر را به سازمان پرداخته باشند در صورت داشتن 55سال تمام میتوانند تقاضای مستمری بازنشستگی کنند. مناطق بد آب و هوا و کارهای زیانآور به موجب آییننامه مربوط مصوب هیأت وزیران تعیین خواهد شد.
ماده 77- میزان مستمری بازنشستگی عبارت است از یک سی و پنجم متوسط مزد یا حقوق بیمه شده ضرب در سنوات پرداخت حق بیمه مشروط بر آن که از صد درصد متوسط مزد یا حقوق تجاوز ننماید.
تبصره: متوسط مزد یا حقوق برای محاسبه مستمری بازنشستگی عبارت است از مجموع مزد یا حقوق بیمه شده که بر اساس آن حق بیمه پرداخت گردیده ظرف آخرین 2سال پرداخت حق بیمه تقسیم بر 24.
ماده 78- کارفرما میتواند بازنشستگی بیمهشدگانی را که حداقل پنج سال پس از رسیدن به سن بازنشستگی مقرر در این قانون به کار خود ادامه دادهاند از سازمان تقاضا نماید.
ماده 79- در مورد مستخدمین شرکتهای دولتی که به موجب قانون اکثریت سهام آنها متعلق به بخش خصوصی شده یا بشود به ترتیب زیر رفتارخواهد شد:
1- مستخدمین مشمول ماده 33 مقررات استخدامی شرکتهای دولتی و مستخدمین شرکتهای دولتی که مشمول مقررات بازنشستگی و وظیفه خاص بودهاند تابع مقررات بازنشستگی و وظیفه مورد عمل خود خواهند بود.
2- مستخدمین شرکتهای دولتی که مشمول قانون بیمههای اجتماعی هستند مشمول مقررات این قانون خواهند شد.
3- سایر مستخدمین تابع مقررات قانون حمایت کارمندان در برابر اثرات ناشی از پیری و ازکارافتادگی و فوت خواهند شد.
4- نحوه احتساب سوابق خدمت دولتی مستخدمین مذکور در بندهای 1 و 3 و میزان پرداخت کسور بازنشستگی توسط مستخدم و کارفرما وهمچنین ترتیب تعیین حقوق بازنشستگی و وظیفه مستخدمین آنان به موجب آییننامهای خواهد بود که توسط وزارت رفاه اجتماعی با همکاریسازمان امور اداری و استخدامی کشور به تصویب شورای عالی تأمین اجتماعی میرسد.
فصل هشتم قانون تأمین اجتماعی – مرگ
ماده 80- بازماندگان واجد شرایط بیمه شده متوفی در یکی از حالات زیر مستمری بازماندگان دریافت خواهند داشت:
1- در صورت فوت بیمه شده بازنشسته.
2- در صورت فوت بیمه شده از کار افتاده کلی مستمریبگیر.
3- در صورت فوت بیمه شدهای که در ده سال آخر حیات خود حداقل حق بیمه یک سال کار را در آخرین سال حیات پرداخته باشد.
4- در مواردی که بیمه شده بر اثر حادثه ناشی از کار یا بیماریهای حرفهای فوت نماید.
ماده 81- بازماندگان واجد شرایطی متوفی که استحقاق دریافت مستمری را خواهند داشت عبارتند از:
1- عیال دائم بیمه شده متوفی مادام که شوهر اختیار نکرده است.
2- فرزندان متوفی در صورتی که سن آنان کمتر از هیجده سال تمام باشد و یا منحصرا” به تحصیل اشتغال داشته باشند یا به علت بیماری یا نقصعضو طبق گواهی کمیسیون پزشکی موضوع ماده 91 این قانون قادر به کار نباشند.
3- پدر و مادر متوفی در صورتی که اولا” تحت تکفل او بوده ثانیا” سن پدر از شصت سال و سن مادر از پنجاه و پنج سال تجاوز کرده باشد و یا آنکه به تشخیص کمیسیون پزشکی موضوع ماده 91 این قانون ازکارافتاده باشند و در هر حال مستمری از سازمان دریافت ندارند.
ماده 82- بازماندگان بیمه شده زن با شرایط زیر از مستمری استفاده خواهند کرد.
1- شوهر مشروط بر اینکه اولا” تحت تکفل زن بوده ثانیا” سن او از شصت سال متجاوز باشد یا طبق نظر کمیسیون پزشکی موضوع ماده 91 اینقانون ازکارافتاده بوده و در هر حال مستمری از سازمان دریافت نکند.
2- فرزندان در صورت حائزبودن شرایط زیر:
الف – پدر آنها در قید حیات نبوده یا واجد شرایط مذکور در بند اول این ماده باشد و از مستمری دیگری استفاده نکند.
ب – سن آنها کمتر از هجده سال تمام باشد و یا منحصرا” به تحصیل اشتغال داشته باشند تا پایان تحصیل و یا به علت بیماری یا نقص عضو طبقگواهی کمیسیون پزشکی موضوع ماده 91 این قانون قادر به کار نباشند.
3- پدر و مادر در صورتی که اولا” تحت تکفل او بوده ثانیا” سن پدر از شصت سال و سن مادر از پنجاه و پنج سال تجاوز کرده باشد و یا آن که بهتشخیص کمیسیون پزشکی موضوع ماده 91 این قانون ازکارافتاده باشند و در هر حال مستمری از سازمان دریافت ندارند.
ماده 83- سهم مستمری هر یک از بازماندگان بیمه شده متوفی به شرح زیر میباشد:
1- میزان مستمری همسر بیمه شده متوفی معادل پنجاه درصد مستمری استحقاقی بیمه شده است و در صورتی که بیمه شده مرد دارای چندهمسر دائم باشد مستمری به تساوی بین آنان تقسیم خواهد شد.
2- میزان مستمری هر فرزند بیمه شده متوفی معادل بیست و پنج درصد مستمری استحقاقی بیمه شده میباشد و در صورتی که پدر و مادر را ازدست داده باشد مستمری او دو برابر میزان مذکور خواهد بود.
3- میزان مستمری هر یک از پدر و مادر بیمه شده متوفی معادل بیست درصد مستمری استحقاقی بیمه شده باشد. مجموع مستمری بازماندگان بیمه شده متوفی نباید از میزان مستمری استحقاقی متوفی تجاوز نماید هر گاه مجموع مستمری از این میزان تجاوز کندسهم هر یک از مستمریبگیران به نسبت تقلیل داده میشود و در این صورت اگر یکی از مستمریبگیران فوت شود یا فاقد شرایط استحقاقی دریافتمستمری گردد سهم بقیه آنان با توجه به تقسیمبندی مذکور در این ماده افزایش خواهد یافت و در هر حال بازماندگان بیمه شده از صد درصد مستمریبازماندگان متوفی استفاده خواهند کرد.
تبصره – منظور از مستمری استحقاقی بیمه شده متوفی مستمری حین فوت او میباشد. در مورد بیمهشدگانی که در اثر هر نوع حادثه یا بیماریفوت شوند مستمری استحقاقی عبارت است از مستمری که برای بیمه شده ازکارافتاده کلی حسب مورد برقرار میشود.
ماده 84– هرگاه بیمه شده فوت کند هزینه کفن و دفن او از طرف سازمان تأمین خدمات درمانی پرداخت خواهد شد.
فصل نهم قانون تامین اجتماعی؛ ازدواج و عائلهمندی
ماده 85- به بیمه شده زن یا مرد که برای اولین بار ازدواج میکند مبلغی معادل یک ماه متوسط مزد یا حقوق با رعایت شرایط زیر به عنوان کمک ازدواج پرداخت میشود.
1- در تاریخ ازدواج رابطه استخدامی او با کارفرما قطع نشده باشد.
2- ظرف پنج سال قبل از تاریخ ازدواج حداقل حق بیمه 720 روز کار را به سازمان پرداخته باشد.
3- عقد ازدواج دائم بوده و در دفتر رسمی ازدواج به ثبت رسیده باشد.
تبصره 1: مزد یا حقوق متوسط موضوع این ماده عبارت است از جمع دریافتی بیمه شده ظرف 2سال قبل از ازدواج که به مأخذ آن حق بیمه پرداخت شده است تقسیم بر 24.
تبصره 2: در صورتی که طرفین عقد ازدواج واجد شرایط مذکور در این ماده باشند کمک ازدواج به هر دو نفر داده خواهد شد.
ماده 86- کمک عائلهمندی منحصرا” تا دو فرزند بیمه شده پرداخت میشود مشروط بر آن که :
1- بیمه شده حداقل سابقه پرداخت حق بیمه 720 روز کار را داشته باشد.
2- سن فرزندان او از 18سال کمتر باشد و یا منحصراً به تحصیل اشتغال داشته باشند تا پایان تحصیل یا در اثر بیماری یا نقص عضو طبقگواهی کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 این قانون قادر به کار نباشند. میزان کمک عائلهمندی معادل 3برابر حداقل مزد روزانه کارگر ساده در مناطق مختلف برای هر فرزند در هر ماه میباشد.
ماده87- پرداخت کمک عائلهمندی به عهده کارفرما میباشد و باید در موقع پرداخت مزد یا حقوق به بیمه شده پرداخت شود.
تبصره: هر گاه در مورد پرداخت کمک عائلهمندی اختلافی بین بیمه شده و کارفرما حاصل شود به طریق مذکور در فصل حل اختلاف قانون کار عمل خواهد شد.
فصل دهم قانون تامین اجتماعی؛ مقررات کلی راجع به کمکها
ماده 88- انجام خدمات بهداشتی مربوط به محیط کار به عهده کارفرمایان است.بیمهشدگانی که در محیط کار با مواد زیانآور از قبیل گازهای سمی،اشعه و غیره تماس داشته باشند باید حداقل هر سال یک بار از طرف سازمان تأمین خدمات درمانی معاینه پزشکی شوند.
ماده 89- افرادی که به موجب قوانین سابق بیمههای اجتماعی یا به موجب این قانون بازنشسته و یا ازکارافتاده شده یا میشوند و افراد بلافصلخانواده آنها همچنین افرادی که مستمری بازماندگان دریافت میدارند با پرداخت دو درصد از مستمری دریافتی از خدمات درمانی مذکور در بندهایالف و ب ماده 3 این قانون توسط سازمان تأمین خدمات درمانی برخوردار خواهند شد. مابهالتفاوت وجوه پرداختی توسط بیمهشدگان موضوع این مادهتا مبالغی که طبق ضوابط قانون تأمین درمان مستخدمین دولت باید پرداخت شود از طرف سازمان تأمین خواهد شد.
ماده 90- افراد شاغل در کارگاهها باید قابلیت و استعداد جسمانی متناسب با کارهای مرجوع داشته باشند بدین منظور کارفرمایان مکلفند قبل از بهکار گماردن آنها ترتیب
معاینه پزشکی آنها را بدهند. در صورتی که پس از استخدام مشمولین قانون معلوم شود که نامبردگان در حین استخدام قابلیت و استعداد کار مرجوع را نداشته و کارفرما در معاینهپزشکی آنها تعلل کرده است و بالنتیجه بیمه شده دچار حادثه شده و یا بیماریش شدت یابد سازمان تأمین خدمات درمانی و این سازمان مقررات اینقانون را درباره بیمه شده اجرا و هزینههای مربوط را از کارفرما طبق ماده 50 این قانون مطالبه و وصول خواهند نمود.
ماده 91- برای تعیین میزان ازکارافتادگی جسمی و روحی بیمهشدگان و افراد خانواده آنها کمیسیونهای بدوی و تجدید نظر پزشکی تشکیل خواهدشد. ترتیب تشکیل و تعیین اعضا و ترتیب رسیدگی و صدور رأی بر اساس جدول میزان ازکارافتادگی طبق آییننامهای خواهد بود که به پیشنهاد اینسازمان و سازمان تأمین خدمات درمانی به تصویب شورای عالی میرسد.
ماده 92- به منظور نظارت بر حسن اجرای وظایف درمانی ناشی از اجرای این قانون 3 نفر از کارشناسان بیمه درمانی به انتخاب وزیر رفاه اجتماعیدر شورای فنی سازمان
تأمین خدمات درمانی موضوع ماده 4 قانون تأمین خدمات درمانی مستخدمین دولت عضویت خواهند یافت.
ماده 93- تغییر میزان ازکارافتادگی در موارد زیر مستلزم تجدید نظر در مبلغ مستمری میباشد.
1- مستمری ازکارافتادگی کلی در صورت از بین رفتن شرایط ازکارافتادگی کلی به محض اشتغال مجدد مستمریبگیر قطع میشود. در صورتی کهتقلیل میزان ازکارافتادگی ناشی از کار به میزان مندرج در مواد 73 و 74 این قانون باشد حسب مورد مستمری ازکارافتادگی جزیی ناشی از کار یا غرامتنقص عضو پرداخت خواهد شد.
2- مستمری ازکارافتادگی جزیی ناشی از کار موضوع ماده 73 این قانون ظرف پنج سال از تاریخ برقراری قابل تجدید نظر میباشد. در صورتی که در نتیجه تجدید نظر معلوم گردد که بیمه شده فاقد یکی از شرایط مقرر میباشد مستمری او قطع خواهد شد و در صورتی که مشمول ماده74 این قانون شناخته شود غرامت مذکور در آن ماده را دریافت خواهد نمود.
3- هرگاه میزان ازکارافتادگی جزیی ناشی از کار افزایش یابد و این تغییر نتیجه حادثه منجر به ازکارافتادگی باشد مستمری ازکارافتادگی جزییحسب مورد به مستمری کلی ناشی از کار تبدیل و یا میزان مستمری ازکارافتادگی جزیی افزایش خواهد یافت.
ماده 94- هر گاه برای یک مدت دو یا چند کمک نقدی موضوع این قانون به بیمه شده تعلق گیرد فقط کمک نقدی که میزان آن بیشتر است پرداختخواهد شد به استثنای کمک ازدواج و عائلهمندی و نوزاد که دریافت آنها مانع استفاده از سایر کمکهای مقرر نخواهد بود. افراد تحت تکفل بیمهشدگان در ایام خدمت سربازی بیمه شده از مزایای قانونی بیمههای اجتماعی برخوردار خواهند بود. سازمان موظف است حقبیمه این افراد را طبق نرخ سازمان تأمین خدمات درمانی به سازمان مزبور پرداخت نماید.
ماده 95 – مدت خدمت وظیفه مشمولین این قانون پس از پایان خدمت و اشتغال مجدد در مؤسسات مشمول این قانون جزو سابقه پرداخت حقبیمه آنها منظور خواهد شد.
ماده 96- سازمان مکلف است میزان کلیه مستمریهای بازنشستگی، ازکارافتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثراز سالی یک بار کمتر نباشد با توجه به افزایش هزینه زندگی با تصویب هیأت وزیران به همان نسبت افزایش دهد.
فصل یازدهم – تخلفات – مقررات کیفری
ماده 97- هر کس به استناد اسناد و گواهی های خلاف واقع یا با توسل به عناوین و وسائل تقلبی از مزایای مقرر در این قانون به نفع خود استفاده نماید یا موجبات استفاده افراد خانواده خود یا اشخاص ثالث را از مزایای مذکور فراهم سازد. به پرداخت جزای نقدی معادل 2 برابر خسارات وارده به سازمان تأمین خدمات درمانی یا این سازمان و در صورت تکرار به حبس جنحهای از 61 روز تا 6 ماه محکوم خواهد شد.
ماده 98- کارفرمایانی که در موعد مقرر در این قانون حق بیمه موضوع قانون را پرداخت ننمایند. علاوه بر تأدیه حق بیمه به پرداخت مبلغی معادل نیم در هزار مبلغ عقب افتاده برای هر روز تأخیر بابت خسارت تأخیر ملزم خواهند بود این خسارت نیز به ترتیب مقرر در ماده 50 این قانون وصول خواهد شد.
ماده 99- کارفرمایانی که ظرف یک سال از تاریخ تصویب این قانون در مورد ترتیب پرداخت بدهی معوقه متعلق به قبل از فروردین 1354 خود باسازمان توافق نمایند از تأدیه خسارت تأخیر و جرائم معاف خواهند بود. همچنین ظرف مدت یک سال فوق کارفرمایانی که به تشخیص سازمان بهپرداخت بدهیهای سابق خود معترض میباشند و یا آن که کارگران آنان عملاً امکان استفاده از قسمتی از کمکهای قانونی مقرر نداشتهاند میتوانند بههیأتهای تشخیص مطالبات مقرر در مواد 43 و 44 مراجعه نمایند. هیأتهای مذکور به دلائل و مدارکی که از طرف کارفرما ابراز میشود رسیدگی نموده و تصمیم مقتضی اتخاذ خواهند کرد. در مورد بدهیهای زائد بر دویست هزار ریال به تقاضای کارفرما و یا سازمان موضوع قابل رسیدگی مجدد در هیأت تجدید نظر بوده و تصمیم متخذهقطعی و لازمالاجرا است هیأتهای فوقالذکر میتوانند به درخواست کارفرما ترتیب پرداخت بدهی او را حداکثر در 36 قسط ماهانه بدهند و در این مدتکارفرما باید به میزان 12 درصد نسبت به مانده بدهی خود بهره به سازمان بپردازد.
در مورد دیون قطعی اعم از اینکه قطعیت آن ناشی از انقضای مهلت اعتراض مقرر در قانون و یا صدور آراء هیأتهای موضوع مواد 43 و 44 این قانونبوده و مربوط به قبل
از فروردین 1354 باشد، در صورتی که کارفرمای مربوط تا تاریخ تصویب این قانون ترتیب پرداخت اصل بدهی خود را داده باشداز تأدیه خسارت تأخیر که پرداخت ننموده معاف خواهد بود. در مورد دیون مربوط به قبل از فروردین 1354 در صورتی که کارفرما از انجام تعهدات و اجرای ترتیب پرداخت بدهی خود که مورد موافقت سازمانقرار گرفته تخلف نماید کلیه جرائم و خسارات بخشوده شده قابل وصول خواهد بود.
ماده 100-کارفرمایانی که از تنظیم صورت مزد یا حقوق به ترتیب مذکور در قانون و آییننامه مربوط خودداری کنند و کارفرمایانی که در موعد مقرردر ماده 39 صورت مزد بیمهشدگان را به سازمان ارسال ندارند یا به ترتیبی که با موافقت قبلی سازمان معین میشود در مورد ارسال صورت مزد عمل نکنند به پرداخت خسارتی معادل یک دوازدهم حق بیمه آن ماهی که صورت مزد ندادهاند ملزم خواهند بود، این خسارت طبق ماده 50 این قانون ازطریق اجراییه وصول خواهد شد.
ماده 101- سازمان مکلف است به صورت مزد ارسالی از طرف کارفرما ظرف شش ماه از تاریخ وصول رسیدگی کند و در صورتی که از لحاظ تعدادبیمهشدگان یا میزان مزد یا حقوق یا مدت کار اختلافی مشاهده نماید مراتب را به کارفرما ابلاغ کند در صورتی که کارفرما تسلیم نظر سازمان نباشدمیتواند از هیأتهای تشخیص موضوع مواد 43 و 44 این قانون تقاضای رسیدگی کند هر گاه رأی هیأت مبنی بر تأیید نظر سازمان باشد کارفرما علاوه برپرداخت حق بیمه به تأدیه خسارتی معادل یک دوازدهم مابهالتفاوت ملزم خواهد بود که طبق ماده 50 این قانون از طریق صدور اجراییه وصول خواهدشد.
ماده 102- در صورتی که کارفرما یا نماینده او از اقدامات بازرس سازمان جلوگیری نموده یا از ارائه دفاتر و مدارک مربوط و تسلیم رونوشت یا عکس آنها به بازرس خودداری کند به جزای نقدی از 500ریال تا 10،000 ریال محکوم خواهد شد گزارش بازرسان سازمان در این خصوص در حکمگزارش ضابطین دادگستری است.
ماده 103- کارفرمایانی که عمدا” وجوهی زائد بر میزان مقرر در این قانون به عنوان حق بیمه از مزد یا حقوق و مزایای بیمهشدگان برداشت نمایند. علاوه بر الزام به استرداد وجوه مذکور به حبس جنحهای از 61 روز تا 6ماه محکوم خواهند شد.
ماده 104- وجوه و اموال سازمان در حکم وجوه و اموال عمومی میباشد و هر گونه برداشت غیر قانونی از وجوه مذکور و تصرف غیر مجاز دراموال آن اختلاس یا تصرف غیر قانونی است و مرتکب طبق قوانین کیفری تعقیب خواهد شد.
ماده 105- کلیه کسانی که گواهی آنان مجوز استفاده از مزایای مقرر در این قانون میباشد. در صورت صدور گواهی خلاف واقع علاوه بر جبرانخسارت وارده به حبس جنحهای از 61 روز تا 6 ماه محکوم خواهند شد.
ماده 106 – کلیه خسارات و وجوه حاصل از جرائم نقدی مقرر در این قانون به حساب سازمان واریز و جزء درآمدهای آن منظور خواهد شد.
ماده 107- به شکایات و دعاوی سازمان در مراجع قضایی خارج از نوبت رسیدگی خواهد شد.
ماده 108- کارفرمایانی که حق بیمه قطعی شده بیمهشدگان را ظرف یک ماه پس از ابلاغ آن از طرف سازمان نپردازند یا ترتیبی برای پرداخت آن با موافقت سازمان ندهند و برابر خسارت مذکور در ماده 97 این قانون خواهند شد.
ماده 109- در صورتی که کارفرما شخص حقوقی باشد، مسئولیتهای جزایی مقرر در این قانون متوجه مدیر عامل شرکت یا هر شخص دیگری خواهد بود که در اثر فعل یا ترک فعل و موجبات ضرر و زیان سازمان یا بیمهشدگان فراهم شده است.
فصل دوازدهم قانون تامین اجتماعی- مقررات مختلف
ماده 110- سازمان از پرداخت هرگونه مالیات و عوارض اعم از نوسازی و غیره و پرداخت هزینه تمبر دعاوی معاف است، همچنین سازمان وسازمان تأمین خدمات درمانی از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی آن قسمت از داروها و تجهیزات و لوازم بیمارستانها و درمانگاهها که معافیت آنهاقبلا” مورد تأیید وزارت امور اقتصادی و دارایی قرار گرفته است معاف خواهند بود.
ماده 111- مستمری ازکارافتادگی کلی و مستمری بازنشستگی و مجموع مستمری بازماندگان در هر حال نباید از حداقل مزد کارگر عادی کمتر باشد.
ماده 112- بیمهشدگانی که به موجب این قانون مستمری یا کمک نقدی دیگری از سازمان دریافت میکنند نسبت به وجوه دریافتی از پرداخت هرگونه مالیات معاف میباشند.
ماده 113- کلیه کارکنان سازمان از لحاظ پرداخت مالیات و عوارض بر حقوق و مزایا مانند مستخدمین رسمی دولت خواهند بود.
ماده 114- ضوابط سنی و مدت خدمت برای احتساب مستمری بازنشستگی کارکنان سازمان قبل از موعد مقرر تابع ضوابط و مقررات قانوناستخدام کشوری و تغییرات و اصلاحات بعدی آن خواهد بود. حقوق بازنشستگی این افراد برابر با متوسط حقوق و مزایای دریافتی دو سال آخرخدمت که مأخذ پرداخت حق بیمه بوده است میباشد.
ماده 115- افرادی که تا تاریخ تصویب این قانون طبق قوانین سابق بیمههای اجتماعی مستمری در حق آنان برقرار شده است مستمری خود را ازسازمان دریافت خواهند داشت. مفاد ماده 96 در مورد مشمولین این ماده نیز رعایت خواهد شد.
ماده 116- سوابق پرداخت حق بیمه افراد بیمه شده از نظر تعهدات مذکور در ماده یک این قانون نزد شرکت سهامی بیمه ایران بنگاه رفاه اجتماعیصندوق تعاون و بیمه کارگران و سازمان بیمههای اجتماعی کارگران و سازمان بیمههای اجتماعی و همچنین افرادی که بیمه اختیاری بودهاند برایاستفاده از مزایای مذکور در این قانون جزء سابقه آنان محسوب خواهد شد مشروط بر این که:
1- کارگاه با مؤسسهای که بیمه شده در آن به کار اشتغال داشته است کارگران و کارمندان خود را نزدیکی از مؤسسات مذکور بیمه نموده باشد واشتغال بیمه شده نیز در آن کارگاه یا مؤسسه مسلم باشد.
2- کمک مورد تقاضا در قانونی که حق بیمه به موجب آن پرداخت گردیده پیشبینی شده باشد .
ماده 117- میزان حق بیمه روستاییان شمول قانون بیمههای اجتماعی روستاییان و ترتیب وصول آن و انواع کمکهای قانونی و منابع مالی تأمینهزینههای مربوط به بیمهشدگان روستایی به موجب آییننامهای خواهد بود که به پیشنهاد وزارت رفاه اجتماعی به تصویب کمیسیونهای مربوطمجلسین میرسد. تا زمان تصویب آییننامه مذکور مقررات و آییننامههای موجود قانون بیمههای اجتماعی روستاییان به قوت خود باقی است.
ماده 118- از تاریخ اجرای این قانون – قانون بیمههای اجتماعی مصوب سال 1339 و اصلاحیههای آن و قانون افزایش مستمریهای بعضی ازمستمریبگیران مشمول قانون بیمههای اجتماعی قانون تأمین آموزش فرزندان کارگر و سایر قوانینی که با این قانون مغایرت دارد ملغی است.
تبصره 1- کلیه تعهدات مالی و اموال و دارایی صندوق تأمین آموزش فرزندان کارگر به سازمان منتقل میشود.
تبصره 2- کارکنان صندوق تأمین آموزش فرزندان کارگر به سازمان منتقل و تابع مقررات و نظامات استخدامی سازمان خواهند بود.
تبصره 3- آییننامههای اجرایی قانون سابق بیمههای اجتماعی که با این قانون مغایرت نداشته باشد تا زمان تنظیم و تصویب آییننامههای اجراییاین قانون قابل اجرا است.
قانون فوق مشتمل بر یکصد و هجده ماده و چهل تبصره پس از تصویب مجلس سنا در جلسه روز دوشنبه 1354/3/19، در جلسه روز سهشنبه 1354/04/03 سومتیر ماه یک هزار و سیصد و پنجاه و چهار شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
رییس مجلس شورای ملی – عبدالله ریاضی
آئیننامه اجرائی ماده ۵۰ قانون تأمین اجتماعی
فصل اول- صدور اجرائیه
ماده ۱- مطالبات سازمان تأمین اجتماعی بابت حق بیمه، خسارات تأخیر و جریمههای نقدی ناشی از اجرای قانون تأمین اجتماعی یا قوانین سابق بیمههای اجتماعی و قانون بیمههای اجتماعی روستائیان و قانون تأمین آموزش فرزندان کارگران و مطالبات مندرج در موارد ۴۲ و ۴۶ و ۶۶ و ۹۰ و ۹۸ و ۱۰۰ و ۱۰۱ و ۱۰۸ قانون تأمین اجتماعی از طریق صدور اجرائیه بوسیله مسئولین و مأمورین اجرای سازمان قابل مطالبه و وصول میباشد.
ماده ۲- واحدی که در سازمان مسئولیت عملیات اجرائی را بعهده خواهد گرفت و به اختصار اجرا نامیده میشود مرجع عملیات اجرائی موضوع ماده یک این آئیننامه میباشد.
ماده ۳- در صورتیکه اشخاص حقیقی یا حقوقی مشمول مقررات قانون تأمین اجتماعی با اخطار کتبی سازمان ظرف مدت ۴۸ ساعت از تاریخ ابلاغ اخطار به سازمان مطالبات قطعی شده را پرداخت نکنند یا ترتیب پرداخت آن را ندهند سازمان میتواند با رعایت مفاد این آئیننامه علیه آنها اقدام به صدور اجرائیه بنماید.
تبصره ۱: فرم اخطاریه از طرف سازمان تهیه خواهد شد.
تبصره ۲: ابلاغ اخطاریه بوسیله مأمورین اجرای سازمان براساس این آئیننامه بعمل خواهد آمد.
ماده ۴- برگ اجرائیه که فرم آن توسط سازمان تهیه میشود شامل نکات ذیل خواهد بود:
– نام واحد صادرکننده برگ اجرائیه و محل اقامت آن و امضاء شخص مسئول.
– نام و نام خانوادگی بدهکار و محل اقامت او و در صورت فوت بدهکار نام و نام خانوادگی وراث یا قیم و ولی با تعیین اقامتگاه هر یک.
– موضوع و مبلغ اجرائیه و شماره و تاریخ اخطاریه و تاریخ ابلاغ.
– تبصره- برگ اجرائیه به تعداد هر یک از بدهکاران در دو نسخه تنظیم میگردد، یک نسخه به هر بدهکار تسلیم و نسخه ثانی با قید تاریخ ابلاغ، بوسیله مامور اجرا به اجرا اعاده میگردد.
فصل دوم- ابلاغ
ماده ۵- اجراء مکلف است براساس تقاضانامه صدور اجرائیه و برگ اخطاریه ابلاغ شده به بدهکار نسبت به صدور اجرائیه اقدام نماید. تقاضاهای واصله ظرف ۲۴ ساعت در دفتر مخصوص اجراء، ثبت و نسبت به تقاضاهای ثبت شده در دفتر مذکور به ترتیب اقدام خواهد شد. چنانچه بدهکار مقیم محل صدور اجرائیه باشد نام مامور اجرا در برگهای اجرائی قید و برگهای مذکور برای ابلاغ به مامور اجرا تسلیم خواهد شد. در صورتیکه بدهکار در حوزه دیگر مقیم باشد برگهای اجرائی از طریق واحد سازمان در محل اقامت او ابلاغ و اقدام خواهد شد و در صورتیکه در محل اقامت شخص مذکور سازمان فاقد شعبه و یا نمایندگی باشد برگهای اجرائی باید ظرف مدت ۴۸ ساعت به شهربانی یا ژاندارمری و در مورد مقیمین در کشورهای خارجی بوسیله سازمان مرکزی به وزارت امور خارجه ارسال شود که طبق مقررات ابلاغ نمایند.
ماده ۶- اقامتگاه بدهکار همان است که در پرونده امر منعکس میباشد و مادام که بدهکار تغییر محل اقامت خود را به سازمان اعلام ننموده است برگهای اجرائی و سایر اوراق مربوط به محل سابق او ابلاغ خواهد شد.
تبصره- بدهکار مکلف است محل اقامت جدید خود را به مرجع مربوط اطلاع دهد و دلیل اقامت خود را که عبارت خواهد بود از گواهی شهربانی یا ژاندارمری محل در داخل کشور و کنسولگری و یا مأمورین سیاسی در خارج از کشور به ضمیمه اطلاعیه خود ارسال نماید. در غیر اینصورت به تغییر محل اقامت اعلام شده ترتیب اثر داده نخواهد شد و در هر حال ابلاغات قبلی به قوت قانونی خود باقیست.
ماده ۷- مأمور اجرا مکلف است ظرف ۴۸ ساعت یک نسخه از اجرائیه را به شخص بدهکار تسلیم و در نسخه دوم با ذکر تاریخ رسید بگیرد. در صورتیکه بدهکار در محل حاضر نباشد به یکی از اهل خانه و یا کارگاه ابلاغ میشود، مشروط بر اینکه به نظر مأمور سن ظاهری این اشخاص برای تمیز اهمیت برگ اجرائیه کافی باشد و مشروط بر اینکه بین بدهکار و شخصی که برگ را دریافت میدارد تعارض منفعت نباشد و هرگاه اشخاص نامبرده نباشند و یا نخواهند رسید بدهند مأمور اجراء موظف است اجرائیه را به اقامتگاه بدهکار الصاق نموده و مراتب را در نسخه ثانی قید نموده و به اجراء عودت دهد.
ماده ۸- احتساب مواعد طبق مقررات مندرج در آئین دادرسی مدنی است.
ماده ۹- در صورتیکه اجرائیه علیه اشخاص حقوقی باشد اجرائیه به مدیر و یا قائممقام او و یا اشخاصی که حق امضاء دارند ابلاغ خواهد شد و چنانچه مأمور نتواند اجرائیه را به اشخاص مذکور ابلاغ نماید به مسئول دفتر ابلاغ مینماید.
تبصره ۱: اجرائیه علیه اشخاص حقوقی منحل شده به مدیر یا مدیران تصفیه ابلاغ خواهد شد.
تبصره ۲: چنانچه ابلاغ اجرائیه علیه اشخاص حقوقی در محل تعیین شده ممکن نگردد برگهای اجرائی در آخرین محلی که به اداره ثبت شرکتها معرفی شده ابلاغ خواهد شد.
ماده ۱۰- در صورتیکه اجرائیه علیه وزارتخانهها و ادارات رسمی و سازمانهای وابسته به دولت و موسسات مأمور به خدمت عمومی و شهرداریها و مؤسساتی که سرمایه آن جزئاً یا کلاً متعلق به دولت است صادر گردد، اجرائیه به رئیس دفتر مربوطه یا قائممقام او ابلاغ میگردد.
ماده ۱۱- در موارد زیر مأمور اجراء نمیتواند متصدی امر ابلاغ و اجراء شود:
– مأموری که با بدهکار قرابت سببی و یا نسبی تا درجه سوم از طبقه دوم داشته باشد.
– در صورتیکه بین مأمور اجراء و بدهکار دعوی مدنی یا جزائی در دادگاه مطرح باشد و یا اینکه دعوی جزائی سابق مطرح بوده و در جرم جنحه بیش از دو سال و در جنائی بیش از پنج سال از تاریخ ختم آن نگذشته باشد.
فصل سوم- ترتیب اجراء
ماده ۱۲- همین که اجرائیه به بدهکار ابلاغ شد نامبرده مکلف است ظرف یکماه بدهی خود را پرداخت نماید و یا ترتیبی برای پرداخت آن بدهد و یا مالی معرفی نماید که استیفای طلب از آن میسر باشد و در صورتیکه بدهکار خود را قادر به اجرای مفاد اجرائیه نداند باید ظرف مهلت مذکور صورت جامعی از دارائی خود را به مسئول اجراء تسلیم کند و بهر صورت مشمول مقررات قانون منع بازداشت اشخاص در قبال مقررات و الزامات مالی مصوب آبانماه سال ۱۳۵۲ خواهد بود.
تبصره: قیمت مالی که برای فروش نشان داده میشود باید متناسب با دین بوده و تعلق آن به بدهکار محرز باشد.
ماده ۱۳- اجراء میتواند پس از ابلاغ اجرائیه عندالاقتضاء قبل از انقضای مهلت مقرر در ماده ۱۲ از اموال بدهکار معادل مبلغ مورد اجراء به اضافه ۳۰ درصد بازداشت نماید.
ماده ۱۴- هر گاه بدهکار در حین اجراء فوت شود تا زمان تعیین ورثه یا قیم (در صورت صغیر بودن ورثه) عملیات اجرائی متوقف میشود.
ماده ۱۵- هر گاه محل اقامت بدهکار معلوم نباشد و امکان ابلاغ اجرائیه هم میسر نگردد ولی به اموال او دسترسی باشد مسئول اجراء در عین حال که برگهای اجرائیه را صادر میکند اموال بدهکار را هم معادل بدهی او تحت توقیف احتیاطی درخواهد آورد.
فصل چهارم – بازداشت اموال منقول
ماده ۱۶- عدم حضور بدهکار مانع از بازداشت اموال او نخواهد بود و هر گاه محلی که مال در آن موجود است بسته یا قفل باشد و بدهکار یا کسان او از باز کردن آن امتناع نمایند باید با حضور نماینده دادسرا، یا شهربانی و یا ژاندارمری و یا دهبان محل باز شده و اموال او بازداشت گردد.
ماده ۱۷- مامور اجراء در موقع بازداشت اموال یکنفر ارزیاب سازمان تأمین اجتماعی همراه خود خواهد داشت و از اموال بدهکار معادل مبلغ اجرائیه به اضافه ۳۰ درصد بازداشت خواهد کرد و در صورتی که مورد بازداشت مال منقول غیر قابل تجزیه و بیش از میزان مقرر در این ماده ارزش داشته باشد تمام آن بازداشت خواهد شد.
تبصره: ارزیاب از طرف سازمان تعیین خواهد شد و چنانچه بدهکار به نظر ارزیاب معترض باشد میتواند با تودیع حقالزحمه ارزیابی طبق مقررات مربوط به دستمزد کارشناسان رسمی دادگستری تقاضا کند که ارزیابی اموال وسیله ارزیاب رسمی بعمل آید و در این صورت نظریه کارشناس رسمی از لحاظ بدهکار قطعی است.
ماده ۱۸- اشیاء زیر از مستثنیات دین محسوب و توقیف نمیشود:
– لباس و اشیاء و اسبابی که برای ایفای حوائج ضروری مدیون و خانواده او لازماست.
– اسناد مدیون به استثنای اوراق بهادار و سهام شرکتها.
– لباس رسمی و نیمه رسمی بدهکار و همچنین اسباب و آلات کشاورزی و صنعتی و ابزار کار که برای شغل مدیون لازم است.
ماده ۱۹- مامور اجرا نمیتواند اموال بازداشت شده را با قربای نسبی یا سببی خود تا درجه سوم از طبقه دوم بسپارد. در مواردی که اشخاص معتبر و امین برای حفظ اموال توقیف شده حاضر نشوند اموال بازداشت شده به محلی که اجراء تعیین خواهد کرد ارسالو توسط اشخاصی که از طرف اجراء تعیین میشوند محافظت خواهد شد.
ماده ۲۰- مامور اجراء رونوشت صورت اموال بازداشت را به حافظ اموال داده قبض رسید میگیرد و به تقاضای بدهکار رونوشت گواهی شده از صورت اموال را به اومیدهد.
ماده ۲۱- در صورتیکه حافظ اموال توقیف شده (غیر از کارکنان سازمان و سازمان تأمین خدمات درمانی که مجاز به مطالبه حقالحفاظه نیستند) مطالبه حقالحفاظه نماید میزان آن را اجراء معادل با میزان کرایه محلی که برای حفظ اموال بازداشت شده لازم است تعیین خواهد کرد اگر چه آن محل متعلق به خود حافظ باشد. میزان حقالحفاظه را اجراء تعیین خواهد نمود.
ماده ۲۲- هر گاه حافظ از تسلیم اموال مورد حفاظت امتناع و یا نسبت به آن تعدی و تفریط نماید معادل آن از اموال شخصی او استیفاء خواهد شد
ماده ۲۳- هر گاه اموال بازداشت شده منافعی داشته باشد حافظ اموال مزبور مسئول منافع آن نیز میباشد.
ماده ۲۴- در صورتیکه بخواهند قسمتی از اموال بدهکار را بازداشت نمایند و مدیون یا کسان او غایب باشند باید از بقیه اموالی که توقیف نشده است صورت جامعی با قید کلیه مشخصات تهیه نمایند و همچنین اگر بخواهند مال بازداشتشده را از محلی که اموال دیگر بدهکار در آنجا است خارج نمایند باید با حضور نماینده دادسرا یا شهربانی یا ژاندارمری و یا دهبان محل صورت مذکور را تهیه و اجراء شخص امینی را برای حفاظت سایر اموال مدیون تعیین نماید.
ماده ۲۵- بازداشت اموال ضایع شدنی ممنوع است و باید اموال مذکور به تدریج که بدست میآید فوراً بدون صدور آگهی بطریق مزایده حضوری فروخته شده و صورت آن برداشته شود.
ماده ۲۶- بازداشت اموال منقولی که در تصرف غیر است و متصرف نسبت به آن ادعای مالکیت میکند ممنوع است.
ماده ۲۷- قبل از بازداشت اموال باید صورتی تهیه شود که در آن اسامی کلیه اشیاء بازداشتشده نوشته شود و در موقع لزوم کیل و وزن و عدد اشیاء معین شود و در مورد طلا و نقرهآلات هر گاه عیار آنها معین باشد در صورت مجلس قید گردد و در مورد جواهر عدد و اندازه و صفات و اسامی آنها معین شود، در کتب، اسم کتاب و مصنف و تاریخ طبع و در تصویر و پردههای نقاشی موضوع پرده طول و عرض آنها و اسم نقاش اگر معلوم باشد. در مالالتجاره نوع مالالتجاره و تعداد عدل تصریح شود. در سهام و کاغذهای قیمتی عدد و قیمت اصلی و نوع آنها در صورتمجلس معین شود و همچنین در صورت ریز اشیاء نو و مستعملبودن آنها باید قید گردد.
تبصره ۱: عدد و کیل و وزن باید با تمام حروف نوشته شود، صورت تنظیمی از اموال توقیفشده در صورتیکه بیش از یکبرگ باشد باید به یکدیگر ملصق و منگنه شده و به مهر مامور اجراء برسد.
تبصره ۲: اگر در صورت ریز اشیاء سهو و اشتباهی بعمل آید در آخر صورت تصریح و به امضاء مامور اجراء میرسد. تراشیدن و پاک کردن و نوشتن بین سطرها ممنوع است.
تبصره ۳: صورتمجلس روی برگهای چاپی تهیه و تنظیم خواهد شد.
ماده ۲۸- هر گاه نسبت به اشیائی که بازداشت میشود اشخاص ثالث اظهار حقی نمایند مامور اجراء اسم مدعی و چگونگی اظهار او را قید میکند.
ماده ۲۹- در مواردی که بدهکار و یا نماینده دادسرا و مامورین ژاندارمری و شهربانی و دهبان حضور داشته باشند صورت ریز به امضاء آنها میرسد.
ماده ۳۰- اشخاص مذکور در ماده قبل میتوانند ایرادات خود را در باب صورت تنظیمشده به مامور اجراء اظهار نمایند و مامور اجراء اظهارات آنان را با جهات رد و قبول آن در صورتمجلس قید میکند.
ماده ۳۱- هر گاه اموال منقول توقیف شده در جای محفوظ و معینی باشد مامور اجراء مدخل آنها را بسته و مهر و موم مینماید و هر گاه اشیاء در جای محفوظ و معین نباشد به هر کدام از اشیاء کاغذی الصاق کرده و مهر مینماید. بدهکار نیز میتواند پهلوی مهر مأمور اجراء مهر نماید.
ماده ۳۲- هر گاه طول مدت بازداشت باعث فساد بعضی از اشیاء بازداشتشده شود از قبیل فرش و پارچههای پشمی و غیره اشیاء مذکور را باید جدا کرده و طوری بازداشت نمایند که بتوان از آنها سرکشی و مراقبت نمود.
ماده ۳۳- چنانچه بدهکار در موقع عملیات بازداشت حاضر باشد و ایرادی ننماید دیگر حق شکایت از اقدامات مأمور اجراء نخواهد داشت.
ماده ۳۴- هر گاه بدهکار یکی از زوجین باشد که در یک خانه زندگی مینماید از اثاث خانه آنچه عادتاً مورد استعمال زنانه است مال زن و آنچه عادتاً مورد استعمال مرد است، متعلق به شوهر و مابقی مشترک بین زوجین محسوب خواهد شد مگر اینکه خلاف ترتیب فوق ثابت شود.
ماده ۳۵- هر گاه مالی که بازداشت میشود بین بدهکار و شخص یا اشخاص دیگر مشاع باشد شرکت بین آنها به نحو تساوی فرض میشود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
فصل پنجم- بازداشت اموال منقول بدهکار نزد اشخاص ثالث
ماده ۳۶- هر گاه معلوم شود که وجه نقد یا اموال منقول دیگری از بدهکار نزد اشخاص ثالث میباشد مراتب توقیف آن کتباً به شخص ثالث ابلاغ و رسید دریافت میشود و جریان امر کتباً به بدهکار نیز اعلام خواهد شد.
ماده ۳۷- ابلاغ بازداشتنامه شخص ثالث را ملزم مینماید که وجه یا اموال بازداشتشده را به صاحب آن ندهد والا اجرا معادل وجه نقد یا قیمت اموال را از او وصول خواهد کرد (این نکته در بازداشتنامه باید قید شود).
ماده ۳۸- هر گاه اموال بازداشتشده در نزد شخص ثالث وجه نقد یا طلب حال باشد شخص مزبور باید آن را فوراً در قبال اخذ رسید به مامور اجرا تأدیه نماید.
ماده ۳۹- هرگاه شخص ثالثی که مال یا طلب حال بدهکار نزد او بازداشت شده است از تأدیه آن خودداری نماید بازداشت اموال او مطابق مقررات این آئیننامه بعمل خواهد آمد.
ماده ۴۰- هر گاه شخص ثالث منکر وجود تمام یا قسمتی از وجه نقد یا اموال منقول بدهکار نزد خود باشد باید ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ بازداشتنامه مراتب را به اجراء اطلاع دهد والا خود مسئول پرداخت وجه یا تسلیم مال خواهد بود.
ماده ۴۱- در صورتیکه شخص ثالث منکر وجود مال یا طلب بدهکار نزد خود باشد و ظرف مدت مقرر در ماده ۴۰ مراتب را به اجراء اطلاع دهد عملیات اجرائی نسبت به او متوقف شده و سازمان تأمین اجتماعی میتواند برای اثبات وجود وجه یا مال یا طلب بدهکار نزد شخص ثالث به دادگاه صالح مراجعه کند و یا از اموال دیگر بدهکار استیفاء طلب نماید.
تبصره: در مواردی که وجه و مال یا طلب نزد شخص ثالث به موجب سند رسمی محرز باشد صرف انکار شخص ثالث مانع از تعقیب عملیات اجرائی نسبت به او نمیباشد.
ماده ۴۲- چنانچه مورد و موضوع بازداشتنامه مالالاجاره اموال منقول و یا غیر منقول متعلق به بدهکار نزد مستأجر بوده باشد رعایت مقررات مواد فوق برای مستأجر (شخص ثالث) تا پایان استهلاک مبلغ اجرائیه لازمالرعایه میباشد.
ماده ۴۳- بازداشت وجوه زیر ممنوع است:
– بیش از یکچهارم حقوق یا مستمری بازنشستگی یا از کارافتادگی.
– بیش از یکچهارم حقوق یا دستمزد شاغلین معیل.
– بیش از یکسوم حقوق یا دستمزد شاغلین مجرد.
– هزینه سفر و فوقالعاده مأموریت کارکنان دولت و مؤسسات و شرکتهای دولتی.
– حقوق کارکنان نیروهای مسلح که در جنگ هستند.
تبصره: در مورد این ماده پس از ابلاغ بازداشتنامه اداره یا مؤسسه متبوعه بدهکار مکلف است در کسر و ارسال مبلغ بازداشتشده به اجراء بطوریکه تقاضا شده است اقدام نماید والا مسئول خواهد بود (مراتب در بازداشتنامه باید قید شود).
فصل ششم- بازداشت اموال غیر منقول
ماده ۴۴- بازداشت اموال غیرمنقول به نحوی که در ماده ۱۶ و ۱۷ مقرر است بعمل میآید. مامور صورتی که حاوی مراتب ذیل باشد روی نمونه چاپی برای اموال بازداشت شده ترتیب خواهد داد:
– تاریخ و مفاد اجرائیه که بموجب آن بازداشت بعمل میآید.
– محل وقوع مال غیر منقول در شهرستان و بخش و کوی و کوچه و شماره آن اگر داشته باشد.
– در صورتیکه ملک ثبت شده باشد شماره پلاک ثبتی ملک و در غیر اینصورت مشخصات ملک و توصیف اجمالی آن از قبیل مساحت تخمینی زمین و زیربنا و سایر اوصاف ملک.
– در صورتیکه ملک مزروعی باشد علاوه بر مراتب فوق باید متعلقات آن از قبیل ماشینآلات و توضیحات دیگری که در تسهیل فروش ملک موثر باشد در صورت مزبور قید شود.
ماده ۴۵- هر گاه حدود یا قسمتی از ملک مورد اختلاف باشد مراتب در صورتمجلس قید و در صورت امکان تصریح میشود که طرف اختلاف کیست و در چه مرجعی تحت رسیدگی میباشد.
ماده ۴۶- اجراء مکلف است فوراً بازداشت را به بدهکار و ثبت محل اطلاع داده و صورت وضعیت و جریان ثبتی ملک مورد بازداشت را از اداره ثبت بخواهد و اداره مزبور در صورتیکه ملک ثبت شده باشد در ستون ملاحظات دفتر املاک بازداشت را یادداشت مینماید و اگر ملک به موجب دفتر املاک متعلق به غیر باشد ثبت محل فوراً مراتب را به اجراء اطلاع میدهد و اجراء از آن رفع بازداشت میکند.
ماده ۴۷- چنانچه ملک مورد بازداشت ثبت شده نباشد در این صورت مطابق شقوق زیر رفتار خواهد شد:
– هر گاه ملک مزبور از طرف بدهکار تقاضای ثبت شده و یا اینکه مجهولالمالک باشد بازداشت در دفتر بازداشتها قید و در پرونده ثبتی یادداشت میشود.
– هر گاه نسبت به ملک از طرف شخصی دیگر تقاضای ثبت شده و یا اینکه اساساً مورد بازداشت جزء نقاطی باشد که مقررات ثبت عمومی املاک به مورد اجراء گذارده نشده است مراتب به اجراء اطلاع داده میشود.
ماده ۴۸- پس از ابلاغ بازداشتنامه به صاحب مال نقل و انتقال از طرف صاحب مال نسبت به مال بازداشت شده ممنوع است و نسبت به انتقال مزبور مادام که بازداشت باقی است ترتیب اثر داده نمیشود، مگر با اجازه اجراء و یا ترتیب پرداخت بدهی از ناحیه بدهکار.
ماده ۴۹- بازداشت اموال غیر منقول ثبت شده که در تصرف غیر است بلامانع میباشد و ادعای شخص ثالث اگر چه متصرف هم باشد مسموع نیست ولی بازداشت اموال غیر منقول ثبت نشده که در تصرف مالکانه غیر است ولو اینکه بدهکار مدعی مالکیت آن باشد مادام که حکم قطعی از مراجع صلاحیتدار صادر نشده ممنوع است.
ماده ۵۰- بازداشت مال غیر منقول موجب بازداشت منافع آن نیست مگر اینکه مورد تقاضای اجراء بوده و اصل ملک و سایر دارائی بدهکار کفاف تأدیه بدهی و هزینه اجرائی را ننموده و یا خود بدهکار رضایت به بازداشت منافع بدهد.
تبصره: در صورتیکه تقاضای بازداشت منافع از طرف اجراء نشده باشد از تاریخ بازداشت به بعد بدهکار حق انتقال منافع را زائد بر یکسال نخواهد داشت.
ماده ۵۱- در بازداشت محصول املاک مزروعی دخالت مأمور اجراء در محصول تا موقع برداشت و تعیین سهم بدهکار ممنوع است ولی مأمور اجراء باید برای جلوگیری از تفریط نظارت و مراقبت نماید.
ماده ۵۲- بدهکار میتواند در ظرف مدت بازداشت مال منقول و یا غیر منقول بازداشتشده را با اطلاع اجراء بفروشد و یا رهن بدهد مشروط بر اینکه قبلاً یا در حین وقوع معامله بدهی مورد اجراء و هزینههای اجرائی مربوط را پرداخت نماید.
ماده ۵۳- مال غیر منقول بعد از بازداشت موقتاً در تصرف بدهکار باقی میماند و نامبرده مکلف است مال مورد بازداشت را طبق صورتی که تحویل گرفته تحویل دهد.
ماده ۵۴- در صورتیکه منافع مال غیر منقول بازداشت شده باشد منافع حاصله و محصول املاک مزروعی به امینی که اجراء و بدهکار به تراضی تعیین خواهند کرد سپرده میشود. در صورتی که بدهکار ظرف مدت یک هفته نسبت به تعیین امین توافق ننماید اجراء رأساً امین تعیین خواهد کرد در این صورت بدهکار حق اعتراض نخواهد داشت.
فصل هفتم- ارزیابی
ماده ۵۵- پس از بازداشت مال طبق مواد ۱۶ و ۱۷ نتیجه ارزیابی به بدهکار ابلاغ و اعلام میشود که چنانچه به نتیجه ارزیابی معترض است اقدامات زیر را بعمل آورد:
– دستمزد کارشناس تجدید نظر را به میزان تعیین شده از طرف اجراء در صندوق اجراء تودیع نماید.
– قبض صندوق را ضمیمه لایحه اعتراضی حداکثر ظرف ۵ روز از تاریخ ابلاغ به اجراء تسلیم نماید.
ماده ۵۶- اجراء در صورت وصول لایحه اعتراض و قبض صندوق در مهلت مقرر روز و ساعت انتخاب کارشناس را با توجه به دفتر اوقات تعیین و به بدهکار ابلاغ میکند که در وقت مقرر برای انتخاب کارشناس حاضر گردد.
تبصره ۱: انتخاب کارشناس رسمی به قید قرعه انجام خواهد گرفت. و در صورت توافق در انتخاب کارشناس استقراع ضرورت ندارد.
تبصره ۲: عدم حضور بدهکار مانع انتخاب کارشناس رسمی نخواهد بود در این صورت اجراء ضمن تنظیم صورتمجلس از بین سه نفر کارشناسان رسمی یکنفر را به قید قرعه انتخاب خواهد نمود.
ماده ۵۷- در صورتی که بدهکار در مدت مقرر در ماده ۵۵ دستمزد کارشناس را تودیع ننماید و یا لایحه اعتراضی تسلیم نکند نتیجه ارزیابی قطعی تلقی شده و آگهی مزایده به همان میزانی که ارزیاب نخستین تعیین کرده است منتشر میشود و در صورتی که دستمزد کارشناس تودیع شده باشد عیناً مسترد میگردد.
ماده ۵۸- پس از انجام ارزیابی توسط کارشناس رسمی و تسلیم نظریه کارشناس مذکور به اجراء آگهی مزایده منتشر خواهد شد.
تبصره: اموال منقولی که دارای نرخ ثابت از طرف دولت است محتاج به ارزیابی نیست.
ماده ۵۹- کارشناسان رسمی بر حسب مورد مکلفند ارجاعات اجراء را قبول و طبق مقررات انجاموظیفه نمایند. هر گونه تخلف از ناحیه کارشناسان رسمی تابع مقررات انتظامی کارشناسان رسمی وزارت دادگستری میباشد.
فصل هشتم- آگهی مزایده
ماده ۶۰- آگهی مزایده به قیمتی که ارزیاب سازمان یا کارشناس رسمی دادگستری (در صورت تجدید نظر) تعیین کرده است در یکی از روزنامههای محلی و در صورتیکه در محل روزنامه منتشر نشود در یکی از جراید کثیرالانتشار مرکز منتشر خواهد شد.
ماده ۶۱- در آگهی مزایده مال منقول باید نکات ذیل تصریح شود:
– نوع اموال بازداشت شده و توصیف اجمالی آن.
– روز و ساعت و محل فروش و ختم مزایده.
– قیمتی که مزایده از آن شروع میشود.
ماده ۶۲- در آگهی مزایده نسبت به مال غیر منقول باید نکات ذیل تصریح شود:
– نام و نام خانوادگی مالک.
– حل و حدود و توصیف اجمالی مال مورد مزایده.
– تعیین اینکه در اجاره است یا نه و در صورت اول میزان اجارهبهاء و آخر مدت اجاره.
– تعیین اینکه مال مورد مزایده ثبت شده است یا نه.
– در صورتی که مال مورد مزایده در اجاره است با اجارهبهاء واگذار میشود یا نه.
– تصریح به آنکه تمام مال غیر منقول فروخته میشود و یا قسمتی از آن و توضیح اینکه مشاع است یا مفروز.
– محل فروش و روز و ساعت شروع و ختم مزایده.
– تذکر اینکه بدهی مربوط به آب لولهکشی و برق و تلفن و گاز اعم از حق انشعاب و یا حق اشتراک و مکالمه و مصرف در صورتی که مورد مزایده دارای آب لولهکشی و برق و تلفن و گاز باشد و همچنین بدهی مالیات و عوارض شهرداری تا تاریخ واگذاری و انتقال اعم از اینکه رقم قطعی آنها معلوم شده باشد یا نشده باشد بعهده برنده مزایده است.
تبصره: سازمانهای آب و برق و تلفن و شهرداری و سایر سازمانهای مربوط مکلفند نسبت به استعلام اجراء در مورد میزان بدهی ورد مزایده که از طریق شرکتکنندگان در مزایده بعمل خواهد آمد فوراً پاسخ دهند.
ماده ۶۳- روز مزایده را باید به طریقی در آگهی تعیین نمود که فاصله بین روز آخر آگهی مزایده و روز مزایده در مورد اموال منقول کمتر از هفت روز و در مورد اموال غیر منقول کمتر از چهارده روز نباشد.
ماده ۶۴- علاوه بر انتشار آگهی مزایده در روزنامه باید آگهی بقدر کفایت به محل مال یا ملک مورد مزایده و در معابر بزرگ و اماکن عمومی و محل اجراء الصاق گردد. در صورت مراجعه مشتری اجراء باید قبل از مزایده اموال مورد مزایده را به او ارائه دهد.
ماده ۶۵- آگهی فروش باید سه مرتبه با فاصله ۱۵ روز انتشار یابد. بدهکار میتواند به هزینه خود آگهی مزبور را در همان روزنامه با رعایت ماده ۶۳ این آئیننامه منتشر نماید.
تبصره: اموال منقولی که قیمت ارزیابی آنها بیش از یکصد هزار ریال (۰۰۰/۱۰۰ ریال) نباشد محتاج به انتشار آگهی در روزنامه نیست و فقط الصاق آگهی بشرح مذکور در ماده ۶۴ کافی خواهد بود.
ماده ۶۶- در صورتی که آگهی فاقد یکی از نکات مندرج در مواد ۶۱ و ۶۲ باشد آگهی به دستور اجرا تجدید میشود.
ماده ۶۷- چنانچه بدهکار بیمهبودن مال مورد مزایده را قبل از انتشار آگهی به اجرا اعلام نموده باشد باید مراتب در آگهی مزایده قید شود و هر گاه بیمهبودن مال پس از انتشار آگهی اعلام گردد موضوع در روز جلسه مزایده به اطلاع خریداران خواهد رسید. پس از انتقال مال مورد مزایده به برنده مراتب از طرف اجراءبه بیمهگر نیز اعلام خواهد شد.
فصل نهم – فروش اموال منقول و غیر منقول
ماده ۶۸- محل حراج در جائی خواهد بود که در مرئی و منظر عموم باشد و اجراء میتواند برای حراج محل مخصوص تعیین و تهیه کند و در صورت لزوم میتواند محل آن را تغییر دهد.
تبصره: در صورت اقتضاء اجراء میتواند با موافقت بدهکار اموال بازداشتشده را در محل بازداشت به فروش برساند.
ماده ۶۹- اجراء برای حراج دارای دفاتر زیر خواهد بود:
– دفتر ثبت اموالی که حراج میشود (دفتر اموال منقول وغیر منقول از یکدیگر منفک میباشد).
– دفتر اوقات حراج.
– دفترانبار.
ماده ۷۰- اجراء باید وقت حراج را که در پیشنویس آگهی مزایده تعیین شده با قید روز و ساعت در دفتر اوقات جهت حراج یادداشت کند.
ماده ۷۱- اجراء باید وجه حاصل از فروش را همه روزه به حسابداری تحویل نموده و قبض رسید آن را با صورت فروش ضمیمه پرونده نماید.
ماده ۷۲- حراج در حضور نماینده دادسرا یا دادگاه بخش و در صورت فقدان آنها نماینده بخشدار محل و مامور اجراء بعمل میآید و صورتمجلس حراج باید به امضاء آنها رسیده و در پرونده امر بایگانی شود. بدهکار میتواند مثل سایرین در حراج شرکت نماید ولی مباشرین فروش و کارمندان سازمان و ارزیاب و نمایندگان دادسرا و قائممقام آنها حق شرکت در حراج بطور مستقیم یا غیر مستقیم نخواهند داشت.
ماده ۷۳- حق حراج مطابق تعرفه ذیل گرفته میشود:
– از اموال منقول تا ده هزار ریال ۵ درصد.
– از ده هزار و یک ریال تا صد هزار ریال ۴ درصد.
– از صد هزار و یک ریال به بالا ۳ درصد.
– از اموال غیر منقول تا ده هزار ریال ۳ درصد.
– از ده هزار و یک ریال به بالا ۲ درصد.
ماده ۷۴- وجوه حاصل از حق حراج به حساب درآمدهای متفرقه سازمان واریز و منظور خواهد شد.
ماده ۷۵- کسی که در نتیجه دادن بالاترین قیمت خریدار واقع میشود باید تمام قیمت را نقداً بپردازد و در صورت خودداری در همان جلسه به دیگری فروخته میشود.
ماده ۷۶- هر گاه مال مورد مزایده معرفی شده از طرف بدهکار به قیمتی که مزایده شروع میشود خریدار نداشته باشد اجراء باید ظرف مدت یکماه از روز مزایده مال دیگری از بدهکار بازداشت و آن را به مزایده بگذارد و یا بدهکار خود مال دیگری معرفی نماید که به نظر اجراء فروش مال معرفی شده آسانتر باشد در این صورت طبق مقررات بازداشت و یا به طریق مزایده فروخته خواهد شد، معرفی مال دیگر از طرف اجراء و بدهکار فقط برای یک نوبت مجاز است.
ماده ۷۷- درخواست بدهکار نسبت به تقدم و تأخر فروش نسبتبه بعضی اشیاء پذیرفته میشود و هر موقع که وجوه حاصله از فروش برای استیفای مبلغ مورد اجراء و هزینههای اجرائی و حقالاجراء تکافو کند از فروش بقیه اموال خودداری خواهد شد.
ماده ۷۸- در وقت فروش مامور اجراء قیمت مال مورد مزایده را اعلام میکند و چنانچه کسی حاضر به خرید آن با قیمت بیشتر باشد باید بالاترین قیمت پیشنهادی وسیله بلندگو و یا وسایل دیگر اعلام و در تابلو اعلانات به خط درشت منعکس گردد و به همین ترتیب تا آخر ساعت مقرر برای حراج اقدام شود تا یقین حاصل گردد که خریدار دیگری نیست و سپس آخرین قیمت سه بار اعلام شود و چنانچه خریدار دیگری پیدا نشود مال به شخصی واگذار میگردد که بالاترین قیمت را پیشنهاد نموده است.
ماده ۷۹- تاریخ فروش و شماره مال فروخته شده و نام و شهرت خریدار در دفتر اجراء نوشته شده و به امضاء خریدار میرسد و اگر نتواند امضاء کند اثر انگشت وی منعکس میشود.
ماده ۸۰- در موارد زیر فروش از درجه اعتبار ساقط شده باید با رعایت مواد فوق آگهی فروش تجدید شود.
– هر گاه فروش در غیر روز و ساعت و یا محلی که در آگهی تعیین شده بعمل آید.
– هر گاه کسی را بدون جهت قانونی مانع از خرید شوند و یا بالاترین قیمتی را که پیشنهاد کرده است رد نمایند.
– در صورتی که مزایده بدون حضور نماینده دادسرا یا جانشین او به ترتیب مذکور در ماده ۷۲ بعمل آید.
– در صورتی که مباشرین فروش و کارمندان سازمان در خرید شرکت نموده باشند.
ماده ۸۱- در مورد مال غیر منقول که از طریق مزایده به فروش میرسد اجراء باید ظرف مدت سه روز پرونده امر را برگشماری و منگنه نموده و به پیوست گزارش برای صدور سند انتقال نزد رئیس اداره ثبت محل بفرستد.
ماده ۸۲- هر گاه بعد از تنظیم صورتمجلس فروش مال غیر منقول و اخطار اجراء بدهکار ظرف مدت ۵ روز پس از ابلاغ برای امضاء سند انتقال حاضر نشود اداره ثبت اسناد محل مطابق اعلام اجراء به نمایندگی از طرف بدهکار (مالک) سند انتقال را امضاء خواهد کرد و مطابق مقررات در دفتر اسناد رسمی و دفتر املاک ثبت میشود.
تبصره: چنانچه بدهکار قبل از صدور سند انتقال ترتیب پرداخت بدهی خود را بدهد و هزینههای اجرائی و بدهی خود را بپردازد از صدور سند انتقال خودداری میشود.
ماده ۸۳- در مواردی که برای ملک مورد مزایده خریداری پیدا نشود بر حسب مورد با پیشنهاد سازمان و تصویب شورایعالی میتوان سند ملک مزبور را بنام سازمان انتقال داد در این صورت ترتیب انتقال طبق ماده قبل داده خواهد شد. چنانچه قیمت ملک بیش از مبلغ مندرج در برگ اجرائیه و هزینههای مربوط باشد مابهالتفاوت آن به بدهکار پرداخت میگردد.
ماده ۸۴- پس از انجام فروش مال مورد مزایده اجراء باید آن را تحویل خریدار داده رسید دریافت نماید.
فصل دهم- اعتراض شخص ثالث
ماده ۸۵- هر گاه نسبت به مال منقول یا وجه نقد بازداشت شده، شخص ثالث اظهار حقی نماید چنانچه اظهار حق مستند به سند رسمی بوده که تاریخ آن مقدم بر تاریخ بازداشت باشد به دستور اجراء از وجه یا مال منقول رفع بازداشت میشود. در غیر اینصورت عملیات اجرائی تعقیب و مدعی حق میتواند برای جلوگیری از عمل اجراء به دادگاه مراجعه نماید. در چنین مواردی اجراء مخیر است از مال مورد بازداشت صرفنظر نموده اموال دیگر بدهکار را بازداشت نماید.
ماده ۸۶- هر گاه نسبت به مال غیر منقولی که به مزایده گذارده میشود ثالثی قبل از جلسه مزایده اظهار حقی نسبت به تمام مورد مزایده یا قسمتی از آن بنماید چنانچه مورد ادعای شخص ثالث در دفتر املاک بنام مدیون ثبت شده یا مدت اعتراض نسبت به آن گذشته باشد خودداری از مزایده وقتی بعمل میآید که ادعای شخص ثالث مستند به سند رسمی منتسب به مالک باشد.در غیر اینصورت اگر اظهار شخص ثالث با صورت وضعیت مورد مزایده مطابقت داشته باشد در موارد ذیل موقتاً از مزایده خودداری میشود:
– هر گاه شخص ثالث مدعی باشد که نسبت به مورد بازداشت بین او و بدهکار دعوی در دادگاه مطرح بوده و بعد از تقاضای ثبت گواهی دادگاه را مبنی بر طرح دعوی در وقتی که هنوز مدت اعتراض باقی بوده به اجراء داده است.
– چنانچه شخص ثالث اظهار کند مورد مزایده در جریان ثبت بوده و به آن اعتراض شده است.
– اگر شخص ثالث اظهار کند در نتیجه شکایت او بر جریان ثبت مورد مزایده قضیه قابل طرح در شورایعالی ثبت شناخته شده است.
– هر گاه شخص ثالث اعلام کند که مورد مزایده در جریان ثبت بوده و مدت حق اعتراض نسبت به آن باقی است و در مهلت مقرر اعتراض به ثبت خواهد کرد.
ماده ۸۷- هر گاه بعد از خودداری از مزایده در موارد مذکور در ماده قبل در مورد بند یک شخص ثالث گواهی از دادگاه ارائه ندهد که دعوی خود را دو ماه متوالی مسکوت نگذارد و یا در مورد بند ۲ گواهی ارائه ندهد که عرض حال اعتراض در مدت قانونی تقدیم شده است و در مورد بند ۳ گواهی تسلیم نکند که موضوع قابل طرح در شورایعالی ثبت شناخته شده است و در مورد بند ۴ گواهی تسلیم ننماید که قبل از انقضای مدت اعتراض از طرف او اعتراض بر ثبت مورد مزایده شده است عملیات اجرائی تعقیب میشود مدت مقرر جهت تقدیم گواهیهای مذکور در این ماده به اجراء یکماه پس از اعلام ادعا میباشد.
ماده ۸۸- نسبت به املاکی که نه در دفتر املاک ثبت شده و نه در جریان ثبت باشد چنانچه دعوی شخص ثالث مستند به سند رسمی که تاریخ آن مقدم بر تاریخ بازداشت باشد از مورد بازداشت رفع بازداشت میگردد در غیر این صورت مدعی حق میتواند برای جلوگیری از مزایده به دادگاه مراجعه نماید
تبصره: در مورد مذکور در ماده ۸۸ – و شق سه ماده ۸۶ هر گاه شخص ثالث اظهار کند که پس از وصول صورت وضعیت ملک نسبت به ملک مورد مزایده تقاضای ثبت شده یا موضوع قابل طرح در شورایعالی ثبت تشخیص داده شده اجراء مجدداً وضعیت ملک را استعلام خواهد کرد و طبق مفاد ماده ۸۶ عمل خواهد نمود.
ماده ۸۹- در تمام مواردی که از مزایده خودداری میشود اجراء میتواند با صرفنظر کردن از مال مورد مزایده اموال دیگر بدهکار را بازداشت نماید.
فصل یازدهم- حقالاجراء
ماده ۹۰- حق اجرای عملیات اجرائی معادل نیم عشر مبلغ مندرج در برگ اجرائیه میباشد که پس از ابلاغ اجرائیه به بدهکار تعلق میگیرد. وصول حقالاجراء به همان ترتیبی است که برای وصول بدهی مقرر شده است.
ماده ۹۱- چنانچه بدهکار ظرف مدت یکماه پس از ابلاغ اجرائیه ترتیب پرداخت بدهی خود را بدهد نصف حقالاجراء از او دریافت خواهد شد.
فصل دوازدهم – رسیدگی به شکایات از عملیات اجرائی
ماده ۹۲- اشخاصی که نسبت به عملیات اجرائی شکایت داشته باشند میتوانند شکایات خود را با توضیح موضوع آن و مدارکی که دارند به اجراء بدهند. اجراء فوراً به شکایت رسیدگی مینماید. هر گاه اجراء شکایت را وارد تشخیص دهد دستور مقتضی برای رفع شکایت صادر میکند و اگر شکایت را وارد نداند آن را رد مینماید. در هر صورت اجراء نظریه خود را ظرف مدت یک هفته به شاکی اعلام میدارد و شاکی میتواند ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ تقاضای تجدید رسیدگینماید.
ماده ۹۳- مرجع تجدید نظر، هیأتی مرکب از رئیس دادگاه شهرستان یا عضو علیالبدل و دادستان شهرستان یا نماینده او و نماینده سازمان میباشد و در جائی که دادگاه شهرستان نباشد دادگاه بخش وظیفه دادگاه شهرستان را انجام خواهد داد، چنانچه در محل دادگاه بخش نیز نباشد شکایت به نزدیکترین واحد سازمان که در مقر دادگاه شهرستان یا بخش واقع شده برای رسیدگی هیأت فرستاده میشود. هیأت تجدید نظر که به ریاست رئیس دادگاه یا نماینده او تشکیل میگردد بر حسب اطلاع نماینده سازمان در محل کار وی تشکیل و به شکایت رسیدگی و رأی میدهد. رأی هیأت تجدید نظر به اکثریت قاطع خواهد بود.
تبصره- هرگاه هیأت تجدید نظر محتاج به اخذ توضیح از اجراء یا بدهکار باشد میتواند توضیحات لازم را بخواهد.
ماده ۹۴- پس از انقضاء ده روز از خاتمه یافتن مزایده اعم از اینکه مزایده راجع به مال منقول یا غیر منقول باشد و همچنین در صورتی که عملیات اجرائی منتهی به وصول وجه نقد از بدهکار شود دیگر هیچگونه شکایتی از اشخاص مسموع نیست.
فصل سیزدهم- مقررات مختلفه
ماده ۹۵- عملیات اجرائی راجع به بدهی متوفی در مدت تحریر ترکه معلق میماند.
ماده ۹۶- اجراء میتواند مورد اجراء را در صورتیکه قبلاً تقسیط نشده باشد حداکثر در سیو شش قسط ماهانه با احتساب ۱۲% بهره تقسیط نماید. در این صورت چنانچه بدهکار هر یک از اقساط را در موعد مقرر پرداخت نکند بقیه اقساط تبدیل بحال میگردد و تجدید تقسیط بدهی مزبور مقدور نخواهد بود.
ماده ۹۷- تقسیط بدهی بیش از سی و شش قسط با پیشنهاد اجراء حسب مورد به هیأت مدیره سازمان و تصویب شورایعالی سازمان امکانپذیر خواهد بود.
ماده ۹۸- چنانچه هر یک از مسئولین و مأمورین اجراء رعایت مقررات مربوط را ننموده و تخلف نمایند حسب مورد طبق مقررات اداری سازمان با وی رفتار خواهد شد.
ماده ۹۹- چنانچه اجراء بدهی بدهکاران را پس از صدور اجرائیه تقسیط نمایند وثیقه کافی از آنها اخذ خواهد نمود (وثیقه در این مورد به تشخیص اجرا عبارت است از ضمانتنامه بانکی، اموال غیر منقول، سفته یا سایر وثایق به تشخیص سازمان میباشد).
تبصره: در مورد بدهکارانی که میزان بدهی کلیه برگهای اجرائی آنان در موقع تقسیط تا سیصد هزار ریال باشد اجرا میتواند با دریافت تأمین کافی به تشخیص خود بدهی بدهکاران مذکور را تقسیط نماید.
ماده ۱۰۰- چنانچه بدهکار از پرداخت اقساط در موعد مقرر خودداری نماید مطابق مقررات مندرج در این آئیننامه از طریق صدور اجرائیه نسبت به وصول آن اقدام خواهد شد.
ماده ۱۰۱- چنانچه اجراء بخواهد مازاد اموال بدهکاران را که قبلاً از طریق مراجع قانونی دیگر بازداشت شده توقیف نماید میتواند اصل وجه طلب بستانکاران مقدم و اُجور و خسارت مربوط را در صندوق ثبت دادگستری یا مراجع مربوط سپرده و رفع بازداشت اموال را از مراجع مذکور بخواهد در این مورد مرجع بازداشتکننده مقدم پس از احراز تودیع کلیه طلب و خسارات قانونی مال مورد بازداشت را فک نموده و اجرای سازمان نسبت به مزایده مال مورد بحث اقدام خواهد کرد.
ماده ۱۰۲- چنانچه مازاد مال مورد بازداشت از طرف اجرای سازمان از طریق اجرای ثبت و یا مراجع قضائی و مراجع قانونی دیگر بازداشت گردد مطابق مقررات این آئیننامه اجرای سازمان مال مورد بازداشت را از طریق مزایده به فروش رسانیده مازاد آن را حسب مورد به ترتیب بازداشت به مراجع مذکور پرداخت خواهد کرد.
ماده ۱۰۳- در صورتیکه بدهکاران متعدد باشند و تاریخ ابلاغ اجرائیه به آنها متفاوت باشد برای هر یک از بدهکاران تاریخ ابلاغ مؤخر مبدأ احتساب مواعد مزایده خواهد بود.
ماده ۱۰۴- چنانچه اجراء مقتضی نداند که عملیات اجرائی طبق ماده ۱۰۱ انجام شود سازمان نیز جزو طلبکاران مال بازداشت شده محسوب و پس از آنکه مال مورد بازداشت از طریق اجرای ثبت و یا اجرای مراجع دیگر بفروش رسید مازاد آن از طریق اجرای مربوط به اجرای سازمان ارسال خواهد شد.
ماده ۱۰۵- مأمورین انتظامی مکلفند در مواقعی که اجراء بهوجود آنها نیازمند است همکاری لازم را با مامورین اجراء جهت انجام وظائف آنها بعمل آورند. این آئیننامه مشتمل بر ۱۰۵ ماده و ۲۴ تبصره در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۵۵ به تصویب وزارتین دادگستری و بهداری و بهزیستی رسیده و از تاریخ اول بهمنماه ۱۳۵۵ قابل اجراء است.
شماره: 200/98/44 تاریخ: 1398/05/14
موضوع: کسر هزینه ها و انواع بیمه های عمر و زندگی و درمانی از درآمد مشمول مالیات
نظر به اصلاح ماده 137 قانون مالیات های مستقیم به موجب اصلاحیه مورخ 1394/04/31 که بر اساس ماده 281 آن از ابتدای سال 1395 لازم الاجرا میباشد و جایگزین شدن عبارت «انواع بیمه های عمر و زندگی» به جای عبارت «بیمه عمر» در ماده مذکور، بدینوسیله ضمن ارسال آیین نامه شماره 68 مصوب شورای عالی بیمه درخصوص بیمه های زندگی و اصلاحات بعدی آن مقرر می دارد:
1- حق بیمههای پرداختی بابت بیمه درمان و انواع بیمههای عمر و زندگی شخص حقوق بگیر و افراد تحت تکفل موضوع ماده 137 قانون مالیاتهای مستقیم، با ارائه اسناد و مدارک از درآمد مشمول مالیات حقوق آنها قابل کسر می باشد. پرداخت کنندگان حقوق می توانند با کسر سهم حق بیمه درمان و انواع بیمه های عمر و زندگی پرداختی از درآمد مشمول مالیات حقوق بگیران و قید میزان آن در فهرست های حقوق تسلیمی به اداره امور مالیاتی ذیربط، مالیات متعلق را محاسبه و پرداخت نمایند.[1]
2- مرجع اقدام در خصوص احتساب و کسر هزینههای مذکور در ماده یاد شده، همچنین حق بیمه انواع بیمههای عمر و زندگی و بیمه درمانی تکمیلی که حقوق بگیر شخصاً نسبت به انعقاد قرارداد و پرداخت حق بیمه اقدام مینماید از درآمد مشمول مالیات حقوق بگیران، اداره امور مالیاتی دریافت کننده مالیات بر درآمد حقوق آنان خواهد بود و حقوق بگیران میتوانند پس از پایان سال انجام هزینه با ارائه گواهی و اسناد و مدارک تایید شده مربوط به هزینههای مذکور در یک سال مالیاتی از اداره امور مالیاتی دریافت کننده مالیات حقوق، استفاده از تسهیلات مقرر در ماده 137 را درخواست نمایند.
3- کسر هزینهها، حق بیمه انواع بیمههای عمر و زندگی و بیمههای درمانی مذکور در ماده یاد شده از مودیان فصل مالیات بر درآمد مشاغل و سایر منابع مالیاتی که مالیات آنان به صورت سالانه محاسبه میشود به عهده اداره امور مالیاتی محل تسلیم اظهارنامه منبع مالیاتی مربوط خواهد بود، که در این صورت متقاضیان می توانند اسناد و مدارک مربوط به موارد مزبور را پس از پایان سال انجام هزینه تحویل اداره امور مالیاتی موصوف نمایند.
تذکر 1: حق بیمه انواع بیمهها عمر و زندگی بابت افراد تحت تکفل مشمول مقررات این ماده نخواهد بود و صرفاً حق بیمه پرداختی بابت پوشش خطر اصلی انواع بیمه های عمر و زندگی موضوع بندهای (الف، ب،ج، د) ماده 2 آیین نامه پیوست قابل کسر از درآمد مشمول مالیات است و حق بیمه های پرداختی مازاد جهت پوشش تکمیلی خطرات اضافی یا پوشش تکمیلی بیمه های مزبور موضوع تبصره های اصلاحی موضوع آیین نامه شماره 68/3 پیوست قابل کسر نمی باشد.[2]
تذکر 2: لازم به ذکر است در صورتی که ضمن رسیدگی به درخواست استفاده از تسهیلات این ماده از طرف حقوق بگیران در اجرای بند 2 فوق، همچنین رعایت مفاد بخشنامه شماره 200/19494 مورخ 1390/08/21 درخصوص سایر اشخاص حقیقی، مالیاتی قابل استرداد باشد، اضافه پرداختی مالیات در اجرای مواد 242 و 243 قانون مالیات های مستقیم حسب مورد مسترد خواهد شد.
بخشنامه شماره 211/4385/19418 مورخ 1383/11/07 لغو می گردد.
امید علی پارسا
رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور
[1] به موجب بخشنامه شماره 200/1400/63 مورخ 1400/09/28، با توجه به دادنامههای شماره140009970905810279 مورخ 1400/02/28، 140009970905811415 مورخ 1400/06/02 و 140009970905811416 مورخ 1400/06/02 مبنی بر ابطال عباراتی از بند یک بخشنامه و ابطال تذکر 1 بخشنامه مذکور، بند یک این بخشنامه اصلاح شد.
متن قبلی بند 1 بخشنامه: « کسر حق بیمه های پرداختی درمانی حقوق بگیر و افراد تحت تکفل و حق بیمه پرداختی بابت انواع بیمه های عمر و زندگی شخص حقوق بگیر از درآمد مشمول مالیات حقوق بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی و سازمان خدمات درمانی و سایر موسسات بیمهگر که پرداخت حقوق آنان معمولا به صورت ماهیانه صورت می پذیرد، توسط کارفرمایان ذیربط و با ارائه اسناد مربوط فاقد اشکال قانونی است.
کارفرمایان بیمهشدگان سازمان تامین اجتماعی می توانند صرفاً با کسر سهم حق بیمه درمان پرداختی حقوق بگیران بیمه شده از حق بیمه موضوع مواد 3، 7، 28، 29 قانون تامین اجتماعی و کارفرمایان بیمهشدگان سازمان خدمات درمانی و سایر موسسات بیمهگر ایرانی نیز می توانند با کسر کل سهم حق بیمه پرداختی درمانی حقوق بگیران بیمه شده خود از درآمد مشمول مالیات حقوق آنان و قید میزان آن در فهرست های حقوق تسلیمی به اداره امور مالیاتی ذیربط، مالیات متعلق را محاسبه نمایند.
چنانچه پرداختکنندگان حقوق برای حقوق بگیران خود با موسسات بیمه ایرانی اقدام به انعقاد قرارداد انواع بیمههای عمر و زندگی و بیمههای درمانی تکمیلی نموده و ماهیانه سهم حق بیمه مربوط به حقوق بگیر را از حقوق وی کسر و به موسسات بیمه پرداخت نمایند، در این صورت نیز مجاز هستند ضمن درج میزان حق بیمه پرداختی سهم حقوق بگیر در فهرست های حقوق و ارائه گواهی موسسه بیمه به اداره امور مالیاتی مربوط، نسبت به کسر حق بیمه پرداختی از درآمد مشمول مالیات حقوق آنان اقدام نمایند.»
[2]. به موجب دادنامه شماره 140009970905811416 مورخ 1400/06/02 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تذکر 1 ابطال شد.